پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٧٠ - شعر خالد ابن معمر
(ديگران) نخست مكّارانه دم از دوستى با على زدند و چون مكرشان فاش شد به لجاجت در ايستادند[١].
بهترين ياوران اهل حق (بر ضد ياران ابليس) چنان كه پيداست، بزرگان معد هستند.
به آنان كه زبان بدگويى بر او دراز كردهاند بگو: شتر بچگان به سان اشتران هيون كهن نيستند.
به روزگاران كس چون كردوس و خاندان او و دودمان ثعلبة الحادى و بنو عيس[٢] نخواهيد يافت.
شعر خالد ابن معمّر
گفتهاند خالد بن معمّر نيز چنين گفت:
|
وفت لعلىّ من ربيعة عصبة |
بصمّ العوالى و الصّفيح المذكّر ... |
|
گروهى از بنى ربيعه به على وفادار ماندند و با نيزههاى بلند و تيغهاى شهره خود از او دفاع كردند، شقيق و كردوس، پسر خواجه تغلب، و در آن ميان خالد بن معمّر[٣] نيز برخاست و سخن گفت.
و سخنان حريث بن جابر، شوراى جنگ را تحت تأثير قرار داد كه اگر حضين ابن منذر[٤] نمىبود وى به (اولويّت و) مرادش مىرسيد.
زيرا حضين[٥] در ميان ما خطبهاى راند كه مشوّق جانبازى و مرگ[٦] در راه خداى با جبروت بود.
ما مأمور و مجبوريم كه تلخى حقيقت را بچشيم چنان كه گويى ما[٧] پرندهاى كوچك در برابر شاهين صحراييم[٨].
[١] ظاهرا اشاره به اشعث كندى است كه براى ترك جنگ در روى امير مؤمنان ايستاده بود و پافشاريها مىكرد.- م.
[٢] ايشان بنو ثعلبة بن بكر بن حبيب بن عمر بن غنم هستند.
- آنچه در پا برگ مربوط به« اراقم» در صفحه ٦٦٩ گذشت. در اصل[ بنى ثعلبه] آمده كه مخلّ وزن شعر است.
[٣] از آنجا كه در اين بيت از خالد بن معمّر به عنوان سوم شخص مفرد سخن رفته احتمال دادهاند كه اين اشعار را ديگرى غير از خالد سروده است.- م.
[٤] شرح حال حضين پيشتر در صفحه ٣٩٠ گذشت. در اصل به تحريف[ حصين] آمده است.
[٥] در اصل به تحريف[ حصينا].
[٦] متن« ميتة المتجبّر» و در اصل[ منية المتجبّر].
[٧] متن« حتى كأنّنا» و در اصل[ حتى كأنها].
[٨] مراد اينكه در برابر حقيقت كلام او در لزوم اطاعت از ولى اللّه، امير مؤمنان ما چون گنجشكى تسليم باز هستيم. يا اگر تقدير الهى بر مرگ و جانبازى ما رقم خورده ما را چارهاى جز چشيدن جام تقدير و ادامه جنگ و جانبازى به فرمان على نيست.- م.