پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٠٤ - خطبه على پيرامون تحريكى كه معاويه و عمرو كرده بودند
خوارى نكنيد، شاهراههاى دين يكى است و جادّههايش همه به مقصد مىرساند.
هر كه آنها را در پيش گيرد به (جمع نيكان و صالحان) پيوندد و هر كه آن را وانهد از دين برگردد و هر كه از آنها جدا شود نابود گردد. مسلمان، چون امانتيش سپارند (در آن) خيانت نورزد و چون وعدهاى دهد خلاف نكند و چون سخنى گويد دروغزن نباشد. ما خاندان رحمتيم و سخن ما، راست و كردارمان به اعتدال و با هدفى درست[١] باشد، خاتم پيامبران از ماست و رهبران اسلام در ميان ما و قاريان درست خوان قرآن از مايند[٢]. شما را به خدا و پيامبرش فرا مىخوانيم، و به جهاد با دشمن او و سختكوشى در كار او و كسب خرسندى او و برپا داشتن نماز و پرداختن زكوة و حجّ خانه وى و روزه ماه رمضان و پرداخت حقوق و غنايم به شايستگان آن[٣] دعوت مىكنيم.
هلا، از شگفتترين شگفتيها اين كه معاويه پسر ابى سفيان، و عمرو پسر عاص سهمى اينك به ادّعاى خود به تشويق مردم به دينخواهى پرداختهاند. شما به يقين دانستهايد كه من هرگز با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و سلّم مخالفت نورزيدهام و هرگز از فرمان او سر نتافتهام، بدان جايها كه از هيبتش قهرمانان دلاور در مىماندند و از مخافتش لرزه به اندامها مىافتاد، با جان خود از او نگهبانى كردم، ياورى و كمكى[٤] كه خداوند مرا به اداى آن گرامى فرمود، پس سپاس ويژه مر او راست.
چون جان پاك پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به پرواز درآمد، سر مباركش در دامان من بود و من به تنهايى به دست خود پيكر مطهّرش را غسل دادم. و فرشتگان مقرّب، همراه من پيكرش را از اين پهلو به آن پهلو مىگرداندند. به خدا سوگند هرگز هيچ امّتى پس از پيامبر خود دچار اختلاف و پريشانى نشدهاند جز آنكه در
[١] متن« و من فعالنا القصد» و در شنهج[ و فعلنا الفضل و كار ما فضيلت است].
[٢] متن« و منّا قرّاء الكتاب» و در شنهج[ و فينا حملة الكتاب و حاملان واقعى و دانايان راستين دانش قرآن در ميان ما هستند].
[٣] متن« ... لاهله ...» و در شنهج[ ... على اهله بر اهلش].
[٤] متن« ... نجدة ...» و در شنهج[ بنجدة به كمكى].