پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٣٣ - مبارزه حجر نيك و حجر بد
فريب خوردهاى، و چه سخت فريبت دادهاند[١]؟
چندان كه از سر پشيمانى دستت را بگزى يا دندان به هم كوبى كه راه راست را از كف دادهاى[٢].
[مبارزه حجر نيك و حجر بد]
نصر: عمرو بن شمر، از جابر، از شعبى:
نخستين دو سوارى كه آن روز- كه روز هفتم صفر و از روزهاى بزرگ و پر مخاطره صفّين بود- با يك ديگر به نبرد تن به تن پرداختند حجر نيك و حجر بد بودند.
حجر نيك، حجر بن عدىّ يار امير مؤمنان على بن ابى طالب، و حجر بد پسر عموى او بود. و اين چنان شد كه حجر بد، حجر بن عدىّ را- كه هر دو از قبيله كنده بودند- به هماوردى خواند. او نيز جوابش داد و با نيزه به جان يك ديگر افتادند، سپس مردى از بنى اسد كه با معاويه بود[٣] ميانه آن دو در آمد و با نيزه[٤] خود حجر (نيك) را بزد. ياران على هجوم آوردند و آن مرد اسدى را كشتند. و حجر بن يزيد[٥]، [حجر[٦]] بد، از چنگشان بگريخت، و نام آن مرد اسدى، خزيمة بن ثابت بود.
[١] متن از روى شنهج( ١: ٤٨٥)« لتغبنن يا جاهلا» و در اصل[ لتغبنن راكبا].
[٢] متن« أن فاتكم» به سياق خطاب جمع در مصراع اول بيت اول و در اصل[ ان فاته] و در شنهج اين بيت نيامده است.( شايد به سياق مصراع اول همين بيت كه خطاب مفرد است« أن فاتك» باشد و بر اين احتمال، مفرد ترجمه شد.- م.)
[٣] متن« و كان مع معاوية» و در شنهج( ١: ٤٨٦)[ من عسكر معاوية از لشكريان معاويه بود].
[٤] متن از روى شنهج« رمحه» و در اصل[ رمخه].
[٥] حجر بن يزيد بن سلمة بن مرّة بن حجر بن عدى بن ربيعة بن معاوية الاكرمين كندى، به نمايندگى نزد پيامبر آمد و اسلام آورد، و از اشراف بود. در جنگ جمل همراه على بود ولى بعد به معاويه پيوست و او وى را به ولايت ارمنستان گماشت- الاصابة ١٦٢٦، در حواشى الاشتقاق ص ٢١٢ از او به نام« حجر بن زيد» ياد شده كه درستش همان« بن يزيد» است.
[٦] افزودگى به اقتضاى سياق عبارت و قياسى است.