پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٦ - تأثير نامه جرير در دل شرحبيل
شتاب نورز كه خيرى در شتاب نباشد.
و چونان كسى كه هدفش شر انگيختن است مباش، كه پيراهنى دريده شد[١] و با خلط مبحث دروغى بافتند و پيراستند[٢].
پسر هند[٣] درباره على بهتانى ساخت، همانا خداوند در دل پسر ابى طالب بسى شكوهمندتر از آن است (كه مورد چنان بهتانهايى قرار گيرد).
على در ماجراى پسر عفان[٤] نه به صدور امرى پاى لغزانده، نه كسى را بر ضدش برانگيخته و نه در قتلش دستى داشته است[٥].
او جز خانهنشينى در كنج خلوت خويش نبوده تا آنكه عثمان را نيز در خانه خود اجل فرا رسيده است.
پس هر كس جز اين بگويد سخنش دروغ محض و بهتان است يا گفته كسى است كه فقط احتمالى (دور از واقع) مىدهد[٦].
(على) گذشته از خويشاوندى نزديك با پيامبر، وصىّ رسول خدا و نخستين و شايستهترين شهسوار اوست كه در فضل بدو مثل زنند[٧].
تأثير نامه جرير در دل شرحبيل
چون شرحبيل اين نامه را خواند به هراس افتاد و به انديشه فرو شد (و با خود) گفت: اين نامه مرا نصيحتى خير انديشانه در دين و دنيايم باشد. [و] نه، به خدا، در اين كار هيچ شتابى نكنم كه دلم را به تأملى نياز است. معاويه مردمان عادى را از او دور و مستور داشت و تنى چند از مردان خود را گماشت كه نزد وى رفت و
[١] متن« خرق السّربال»: مراد پيراهن عثمان كردن و جامه دريدنهاى دروغين به خونخواهى خليفه سوم است كه آن را وسيله اتهام به على عليه السلام كرده بودند.- م.
[٢] متن« استنوق الجمل» مثل است، و ترجمه تحت اللفظى آن اينكه شتر نر خود را مانند شتر ماده ساخت و دوغ و دوشاب به هم آميخت، و كنايه از آن است كه كسى سخنى را آغاز كرد و از اين شاخ به آن شاخ پريد و خلط مبحث كرد.- م.
[٣] معاويه، كه مادرش هند جگرخواره است.- م.
[٤] مراد عثمان بن عفان است.- م.
[٥] متن« و لا جلب عليه و لا قتل» و در شنهج[ و لا ما لا عليه و لا قتل] و ممالأة به معنى مساعدت و معاونت است.- م.
[٦] متن« ... قول الذى احتمل» و در شنهج[ بعض الذى احتمل پارهاى كه چنان احتمالى دادند].
[٧] متن« و فارسه الاولى به يضرب المثل» و در شنهج[ و من باسمه فى فضله يضرب المثل و كسى كه به نام، در فضلش مثل مىزنند].