پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧١٤ - اختلاف بر سر داورى
زيرا از ما روا نيست كه كار مؤمنان را به مردى بسپاريم كه او را در ريختن خون و حيف و ميل اموال خودمان متّهم مىشماريم. وى امتناع ورزيد و پافشارى كرد، و چون از او چنين استنكافى ديديم وى را كشتيم و هر كس را هم كه پس از او به دوستدارى وى برخاست كشتيم[١] (و مىكشيم[٢]) چه ايشان مخالف استقرار حكم قرآن در ميان ما و خويشتنند و از ما در اين كار، حجّتمان را (در برابر و) بر ضدّ خودشان مىطلبند. نيّت آنها چه راست و چه دروغ، ما را عذرى در انصاف ورزى و وانهادن و دست داشتن از ايشان نيست، تا آنكه به راه توبه باز آيند، و پس از آن كه ظلم و ستم آنها را گوشزد كرديم و ايشان را بر خطاهايشان آگاه ساختيم اندرز پذيرند، يا همچنان (بر ظلم و گناه خود) اصرار ورزند تا همان اصلى كه ما را بر پيشوايشان چيره ساخت، بر آنها نيز غالب گرداند و ايشان را بكشيم. ما پس از آن كه هيچ عذرى باقى نمانده است حجّت مىخواهيم، و عذر جز به برهان مقبول نيست، و برهان جز به قرآن يا سنّت[٣] متّكى نباشد. آنان در حالى كه (ظاهرا) به قرآن و سنّت پيامبر صلى اللّه عليه اقرار دارند و خود را در دين، همكيش و همنشين مسلمانان مىشمارند، (طبعا) به منزله كافرانى كه با مسلمانان جنگيدهاند نيستند، ولى اهل بغى و گردنكشى هستند كه خداوند فرموده است با آنان بجنگيد تا از گردنكشى خود دست كشند و به فرمان خدا گردن نهند و با ايمان خويش از گردنكشى بيزارى جويند. خداوند عزّ و جلّ بر زبان پيامبر خود داود، گفت:
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا- الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ.
بسيارى از همنشينان بر يك ديگر ستم و گردنكشى كنند، مگر آنان كه ايمان آوردند و كردار صالح نمودند كه خود بسيار اندكند[٤].
[١] اشاره به طلحه و زبير است.- م.
[٢] مراد پيروان معاويه است كه به جانبدارى و خونخواهى عثمان تظاهر مىكردند.- م.
[٣] متن« لقرآن او سنّة» و در اصل[ بقرآن و سنة].
[٤] سوره ص، ٢٤