پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٤١ - ابو زبيب و على
راوى گويد:
زيد گفت: هيچيك از شما در حقّ عدىّ آگاهتر از من نيستيد، ولى من، گر چه ديگر مردم خشمناك شوند، از گفتار حق باز نمىايستم.
راوى گويد:
عدىّ بن حاتم گفت: راه يكى است، و مردم در حق يكسانند. پس هر كه براى خيرخواهى عموم اجتهادى به رأى كرد (و نيت حق داشت) تكليف خود را به جاى آورده است[١].
[ابو زبيب و على]
نصر: عمر بن سعد، از حارث بن حصيره[٢] كه گفت:
ابو زبيب بن عوف[٣] بر على در آمد و گفت: «اى امير مؤمنان، اگر ما به راه حق مىرويم، در واقع اين تو بودى كه ما را ره نمودى و نصيب خيرمان فزودى، و اگر به بيراه مىرويم پشت تو سنگينبارتر و گناهت بزرگتر از گناه ماست. تو به ما فرمودى كه به جنگ اين دشمن روى آريم و ما رشته دوستى خود را با آنان گسستيم، و با ايشان اعلان دشمنى كرديم. مراد ما از اين كار چنان كه خدا مىداند [اطاعت از توست] و در ضمير ما نيز همان است. آيا راهى كه ما مىسپاريم راه روشن حق نيست؟ و آيا آنچه دشمن ما در پيش گرفته است گمراهى و گناهى بزرگ نيست؟» على گفت: « [بلى] من گواهم كه تو به ياورى ما، در دعوتى كه كرديم، به راه
[١] در شنهج پس از عبارت« از گفتار حق باز نمىايستم» دنباله آن يعنى« راوى گيود: عدى بن حاتم گفت راه يكى است ... تا آخر.» نيامده، و اين عبارت يا در نسخه اصل اضافى است يا عدى بن حاتم به گفته على عليه السلام كه پيشتر در صفحه ١٣٥ گذشت تمثل جسته است.
[٢] شرح حالش در صفحه ١٥ متن گذشت. در اصل[ حضيره] كه تحريف است و در حاشيه اصل كه اشاره به نسخهاى ديگر است[ خ: حضين] كه مطابق ضبط شنهج( ١: ٢٨٠) آمده ولى درست نيست.
[٣] در شنهج همه جا[ ابو زينب].