پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٥٣ - پيكار بجيله
ابن عمرو بن عامر[١] بن على بن اسلم بن احمس بن غوث بن انمار- بود. بجيليان به او گفتند: پرچم ما را برگير! وى گفت: ديگرى براى پرچمدارى شما بهتر و شايستهتر از من است. گفتند: ما پرچمدارى جز تو نخواهيم. گفت: به خدا سوگند اگر پرچم خود را به من سپاريد من شما را به راهى جز آن كه بدان صاحب سپر زرّين منته شود نكشانم[٢]- (راوى) گويد: مردى بر فراز سر معاويه به نگهبانى ايستاده بود كه سپرى زرين داشت و آن را سايبان وى كرده بود- گفتند: هر چه خواهى كن. پس پرچم را گرفت و پيش تاخت و مىگفت:
|
انّ عليا ذو أناة صارم |
جلد اذا ما حضر العزائم ... |
|
همانا على، آن صاحب وقار و صبرى قاطع، آنگاه كه كارهاى دشوار فراز آيد سخت چابك است، چون بدكردارى تبهكاران شوم را بديد سران و آزادگان كريم به پايمردى با او برخاستند، دو سرافراز مرد سترگ: مالك[٣] و هاشم[٤].
سپس با آن پرچم هجوم آورد تا به صاحب سپر زرّين كه با انبوهى ديگر از سواران، نگهبان معاويه بود رسيد.- گفتهاند كه آن (زرّين سپر) عبد الرحمن بن خالد بن وليد بود- (راوى) گفت: آنان بدانجا پيكارى بىامان كردند. (و) گفت:
ابو شدّاد با شمشير خود به سوى صاحب سپر حمله برد، و يك رومى كه از افراد معاويه بود راه بر او بست و ضربتى بر پاى ابو شدّاد زد و پاى وى را جدا كرد، و ابو شدّاد نيز با ضربتى او را كشت (سپس) نيزهها به جانب وى روان شد (تا او نيز) كشته شد، آنگاه عبد اللّه بن قلع احمسى پرچم را گرفت و مىگفت:
[١] در اصل و متن مطابق الاصابة، ٧٣٠٧( حارث بن عمرو بن عامر) و در شنهج[ ... بن عمرو بن عوف بن عامر] و در تاريخ طبرى[ ... بن عمرو بن جابر] آمده است.
[٢] متن از روى شنهج« لا انته» و در اصل[ لانته].
[٣] مراد مالك معروف به اشتر است.- م.
[٤] مراد هاشم بن عتبه معروف به هاشم مرقال است.- م.