پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣١٣ - چگونگى سوار شدن على
غالب آمده باشند بازگشتند. على (در ايام عادى) همواره بر استرى (رهوار) كه آن را خوش داشت[١] سوار مىشد، ولى چون جنگ در گرفت گفت: اسبى برايم بياوريد.
اسب على
[پس اسبى] سياه و سپيد، دم بلند كه (از فرط نيرومندى) به دو ريسمان استوار بسته بود[٢] و پيوسته زمين را به هر دو دست مىپاليد[٣] (و سم بر زمين مىكوفت) و مىخروشيد و شيهههاى بلند مىكشيد براى وى آوردند كه بر آن سوار شد و گفت:
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ پاك و منزه است خدايى كه او اين (مركب) را مسخّر ما گردانيد وگرنه ما هرگز قادر بر (رام كردن) آن نبوديم[٤]».
و، لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم
و، جنبش و نيرويى جز به خداى والاى بزرگ نيست.
[چگونگى سوار شدن على]
نصر: عمرو بن شمر، از جابر، از تميم گفت:
چون على رهسپار ميدان نبرد مىشد، هنگام سوار شدن نام خدا را بر زبان مىآورد و سپس مىگفت: سپاس خداى را به سبب نعمتهايى كه به ما داده و فضل بزرگى كه بر ما نهاده است.
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ پاك و منزّه است خدايى كه او اين (مركب) را مسخّر ما گردانيد و گر نه، ما هرگز
[١] متن« بغلا له يستلذّه» و در شنهج( ١: ٤٧٩)[ بغلة له يستلذها].
[٢] متن« يقاد بشطنين» و در شنهج به تحريف[ نفار شطين].
[٣] متن از روى شنهج« يبحث الارض بيديه جميعا» و در اصل[ ... بيديه الارض ...].
[٤] الزخرف، ١٣