پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٧٣ - خطبه على در باره داورى
اگر از جنگ و دشمنى دست بردارد ديگر براى ما و آنان شبهاى اندوهبار بيشترى[١] در پيش نخواهد بود.
چه مىشود، اگر چندى جانهاى ما از تحمل بار شمشيرها[٢] و زرههايمان بياسايد، و ديگر در ميان گرد و غبار آوردگاه نايستيم و از ضرب تيغهاى برّان آبدار چهره درهم نكشيم؟
و ضربات جانشكار نيزه را بدانگاه كه منادى بانگ سوار شدن در مىدهد بر سينههاى خود احساس نكنيم؟
از بامدادان در صفّين گرد از آوردگاه بر آورديم و آتش جنگ را بىامان دميديم.
اگر دو داور به حق داورى كنند، متضمّن سلامت است و رأى آنان ما را از گزند شوم[٣] انتقامجويان مصون خواهد داشت.
[خطبه على در باره داورى]
در حديث عمر بن سعد آمده است كه گفت:
چون شاميان قرآنها را بر سر نيزهها بر آوردند و مردم را به حكم قرآن خواندند على عليه السلام گفت: «اى بندگان خدا، من از هر كس ديگر به پاسخگويى بدين دعوت و پذيرفتن حكم قرآن شايستهترم، ولى معاويه و عمرو بن عاص و ابن ابى معيط و حبيب بن مسلمه و ابن ابى سرح نه اهل دينند و نه مرد قرآن، من بهتر از شما ايشان را مىشناسم چه از خردى با آنان همدم بوده و در كلانسالى با آنها همنشين بودهام و مىدانم كه ايشان بدترين كودكان بودند و اينك بدترين مردانند[٤].
اين شعار كه سر دادهاند سخن حقّى است كه از آن ارادهاى باطل دارند. به خدا سوگند آنها قرآن را از سر شناخت و معرفت و به قصد عمل كردن بدان[٥] بر
[١] متن به تصحيح قياسى« اخرى الليالى الغوابر» و در اصل به تحريف[ احدى الليالى].
[٢] متن به تصحيح قياسى« من بيضنا» و در اصل[ من بيننا].
[٣] متن به تصحيح قياسى« من شؤم» و در اصل[ فى شؤم].
[٤] متن مطابق با طبرى( ٢: ٢٧)« صحبتهم اطفالا و صحبتهم رجالا فكانوا شرّ اطفال و شرّ رجال» و در شنهج( ١: ١٨٦)[ صحبتهم صغارا و رجالا فكانوا شرّ رجال].
[٥] متن از روى شنهج« و يعملون بها» و در اصل[ و لا يعلمون بها].