پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٣٨ - تشويق معاويه از جانب حنظله
راوى گفت:
چون حنظله گريخت على فرمان داد تا خانهاش را ويران كنند، و سالار تميم، بكر بن تميم و شبث بن ربعى ويرانش كردند و (حنظله) در اين باره سرود:
|
ا يا راكبا امّا عرضت فبلّغن |
مغلغلة عنّى سراة بنى عمرو ... |
|
اى پيك سوار اگر به باز گفتن شرح حال پرداختى اين پيام را از من به سران بنى عمرو برسان:
شما را سفارش به خداشناسى و نيكوكارى و تقوى مىكنم و اينكه در حوادث ناگوار نه به بكر بنگريد، و نه به شبث بينى گشاده كه گويى شترى است كه چهره پر پشم و موى در شوره گياه زرد نهاده[١].
تشويق معاويه از جانب حنظله
و نيز در تشويق معاوية بن ابى سفيان گفت:
|
ابلغ معاوية بن حرب خطّة |
و لكلّ سائلة تسيل قرار ... |
|
طرحى را به آگاهى معاوية بن ابى سفيان برسان، و (بدان كه) هر سيل خروشانى را فرونشستنى باشد.
ما پستى و ذلتى را كه در اين كار بر ما تحميل مىشود نمىپذيريم تا انصار كشته شوند، چنان كه خونشان به خونتان شسته شود و خانههايشان در برابر خانههايتان ويران گردد[٢]،
[١] متن« ازبّ جمال فى ملاحيّة صفر» و در شنهج[ قد غار ليلة النفر] است و در حاشيه اصل آمده[ قد دعا ليلة النفر] و اشاره بر آن است كه در نسخهاى ديگر چنين آمده، و وجه درست اين هر دو ضبط:[ قد رغا ... در شب نحر، كف بر دهان آورده] باشد.
[٢] متن« و كما تبوء دمائهم بدمائكم و كما تهدّم بالدّيار ديار» و در اصل:[ و تجر قتلاهم بقتلى حروب و كما يقدم بالديار ديار و كشتگانشان به عوض كشتگان( شما) در آوردگاه بر زمين كشيده شوند، و چنان كه( تخريب) خانهها را به جاى خانهها جلو اندازند]. ضبط متن از نسخه شنهج( ١: ٢٨٠) گرفته شده و در حاشيه نسخه اصل كه اشاره به نسخهاى ديگر است نيز نگاشته شده:[ و كما تبوء دمائهم بدمائكم].