پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٢٢ - ابو مسلم و على
على پيكار مىكنى كه ترا نه صحبت و نه خويشاوندى (با پيامبر اكرم) و نه هجرت و نه سابقهاى چون او باشد؟ به ايشان گفت: من با على از آن رو پيكار نمىكنم كه مدّعى صحابى بودن و هجرت و قرابت و سابقهاى چون او هستم. ولى شما خود به من بگوييد، آيا نمىدانيد كه عثمان مظلومانه كشته شد؟ گفتند: چرا. گفت:
پس بايد وى قاتلان عثمان را به ما واگذارد[١] تا ايشان را به قصاص آن (خون ناروا) بكشيم و (در آن صورت) ميان ما و على جنگى نخواهد بود. گفتند: پس نامهاى [به او] بنويس تا افرادى از ما [نزدش] برند. پس اين نامه را به على نوشت و به ابو مسلم خولانى سپرد، ابو مسلم پس از تقديم نامه به على به خطبه برخاست و خدا را سپاس و ستايش كرد و گفت:
خطبه ابو مسلم خولانى
«اما بعد، تو به (تصدّى) كارى برخاستى و عهدهدار آن شدى كه خداوند در صورتى كه خود انصاف ورزى و داد دهى، آن را براى ديگر كس نخواهد.
اما عثمان در حالى كشته شد كه مسلمان و مظلوم و حرمتش واجب بود[٢]، پس قاتلان او را به ما سپار، و تو امير و فرمانرواى مايى، و اگر يكى از مردم با تو مخالفت ورزد ما همه دست يارى خود را به تو دهيم و زبانمان گواه توست و تو را عذر و حجّت باشد (كه به درخواست و اصرار ما تسليمشان كردى).»
ابو مسلم و على
على به او گفت: فردا نزد من آى و پاسخ نامهات را بستان. او برفت و چون روز ديگر باز آمد تا پاسخ
[١] متن« فليدع الينا» و در شنهج[ فليدفع الينا به ما تسليم كند].
[٢]« محرما» يعنى داراى حرمت و صاحب ذمه بود، يا آن كه وى را در آخر ذى الحجه( كه ماه حرام يا ماه احرام بستن حج بود.- م.) كشتند، و ابو عمرو گويد: يعنى روزهدار بود و نيز گويد يعنى خود چيزى را بر خويش حلال نكرده بود. و شعرى كه صاحب اللسان،( ١٥: ١٣) آورده است: قتلوا ابن عفان الخليفة محرما و دعا فلم ار مثله مقتولا به تمام اين مفاهيم تفسير شده.
و نيز خزانة الادب( ١: ٥٠٣- ٥٠٤).