پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٦١ - مخالفت لشكريان با على
بگشايد تا شما را غرقه سازد، پس مراقب و هشيار باشيد» آنگاه معاويه اين تير را به لشكرگاه على پرتاب كرد و تير به دست يكى از كوفيان افتاد، آن را خواند و سپس بر رفيقش باز خواند و چون او نيز بخواند و بر ديگر مردم باز خواند- به نحوى كه از اين سوى و آن سوى گذريانش خواندند (و شنيدند)- گفتند: اين (پيام دهنده) برادرى نيكخواه است كه طرحى را كه معاويه در صدد اجراى آن است (پيشاپيش) به آگاهى ما رسانده است. پس همچنان نوشته آن تير را مىخواندند و به يك ديگر مىدادند تا به عرض امير مؤمنان رسانده شد[١]، در همان حال معاويه دويست تن كارگر را به كمرگاه رود فرستاده بود كه با بيلها و زنبيلها[٢] براى فريفتن لشكريان على بن ابى طالب حفّارى مىكردند. پس على عليه السلام گفت: هشيار باشيد، اين چارهگرى كه معاويه بدان پرداخته نه درست است و نه امكان تحقّق آن براى او وجود دارد[٣]، او مىخواهد با اين حيله (جنگى) شما را از جاى خود براند، دل بدان مشغول مداريد و ناديدهاش انگاريد. گفتند:
ناديدهشان نتوانيم گرفت[٤] كه به خدا، ساعتى است حفّارى مىكنند.
مخالفت لشكريان با على
پس على گفت: اى اهل عراق سست عنصر نباشيد[٥]، واى بر شما، با رأى من مخالفت نورزيد. گفتند: به خدا كه ما از اينجا كوچ مىكنيم، اگر تو نيز خواهى كوچ كن و اگر خواهى بمان. پس كوچيدند و لشكرشان را در صفى طولانى[٦]
[١] متن از روى شنهج( ١: ٣٤٣)« رفع» و در اصل[ دفع].
[٢] متن به تصحيح قياسى« المرور و الزّبل» و در اصل[ ... و الزّبيل] و وجه درستش همان صيغه جمع است، و در شنهج[ المزور و الرمل] كه تحريف است.
[٣] متن« و لا يقوم عليه» و در شنهج[ ... لا يقوى عليه].
[٤] متن مطابق شنهج« لا ندعهم» و در اصل[ هم].
[٥] در اصل و متن« لا تكونوا ضعفى» آمده( كه همينگونه ترجمه شد.- م.) ولى شايد« لا تكونوا خلفى مخالف نباشيد» بوده باشد.
[٦] متن از روى شنهج« مليّا» و در اصل[ عليا].