پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٧٤ - نامه على به فرماندهان سپاه
پناه گرفتهاند. خود به نگهبانى از لشكر خويش بپردازيد، و مبادا تا صبحگاه خواب سيرى بچشيد، مگر اندكى، يا به صورت آب به دهان بردن و برون افكندن (كه حالت خواب و بيدار يا چرت زدن است)[١]. سپس بايد همه كار و رفتار شما انحصارا متوجه جنگ باشد تا كار دشمنان را تمام كنيد. و بايد هر روز گزارش و پيك شما نزد من بيايد زيرا- هر چند چيزى جز آنكه خدا بخواهد نمىشود- من مراقب رد پا و آثار شما هستم. بر شما واجب است كه در جنگ خونسردى و متانت خود را حفظ كنيد و از شتابزدگى بپرهيزيد مگر آنكه فرصت مغتنمى باشد كه عذر و حجّتى (بر شتاب ورزيدن) بدان از پيش داشته باشيد. و مبادا آغاز به جنگ كنيد مگر آنكه دشمن بدان آغاز كند يا فرمان من به شما برسد، ان شاء اللّه، و السلام.
[نامه على به فرماندهان سپاه]
و در حديث عمر با اسنادش همچنين آمده است كه سپس گفت:
على به فرماندهان سپاه خود نوشت:
بسم اللّه الرحمن الرحيم. از بنده خدا، على امير مؤمنان.
من در نزد شما و اهل ذمّه از برداشت آذوقه سپاه از كشت مردم، بدون اذن و آگاهى (رضامندانه) كشاورزان[٢] به كلى تبرّى مىجويم (و از آن بيزار و متنفرم) مگر بدان اندازه كه گرسنگى شديد را فرو نشاند و از نياز مبرم (به حفظ جان و سدّ رمق) به بىنيازى رساند يا نابينايى (بر اثر تيرگى شب) را به رهيابى (به مدد شعلهاى اندك مايه) برطرف كند[٣]. و همانا مراقبت سختگيرانه
[١] در اللسان آمده:« اين كه براى خواب، فعل چشيدن را به كار برده يعنى( نبايد به خواب سنگين روند) همانگونه كه در مضمضه، فقط آب را به دهان مىبرند و بيرون مىريزند و تنها به زبان مىچشند ولى نمىنوشند و به گلو فرو نمىبرند».
[٢]« معرّة الجيش» آن است كه سپاهى بر قومى وارد شود و ناآگاهانه چيزى از زراعت آنان را بخورد.
[٣] مراد آن است كه اگر سربازان از دستكشت كشاورزان چيزى خوردند بايد فقط به اندازهاى باشد كه جلوى هلاكت ايشان را از فرط گرسنگى بگيرد يا اگر به چيزى حاجت داشتند فقط به اندازه نياز برگيرند و اگر شب نياز به آتش يا مشعلى داشتند همان قدر كه رفع تاريكى كند كافى است و نبايد بيش از آن از مال رعيت برگيرند كه حكم غارت و اجحاف پيدا كند.- م.