پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٧٢ - نامه على به آن دو
نامه شريح به على درباره زياد
و شريح بن هانى نوشت:
سلام بر تو، من خداوندى را نزدت ستايش مىكنم كه خدايى جز او نيست. اما بعد، هنگامى كه زياد بن نضر را در اين كار، (فرماندهى) شركت دادى و سردارى سپاهى از سربازان خود را به او سپردى عناد كرد و بزرگى فروخت و دستخوش خودپسندى و غرور گشت و گفتار و كردارى از خود بروز داد كه رضاى پروردگار تبارك و تعالى در آن نيست[١].
اگر رأى امير مؤمنان بر آن قرار گيرد كه وى را از ما دور نگاه دارد و به هر جاى ديگر كه خواهد بفرستد، چنان فرمايد، كه ما به راستى او را خوش نداريم.
و السلام.
نامه على به آن دو
پس على به آن دو نوشت:
بسم اللّه الرحمن الرحيم. از بنده خدا على، امير مؤمنان به زياد بن نضر و شريح بن هانى. سلام بر شما. من خداوندى را نزد شما ستايش مىكنم كه جز او خدايى نيست. اما بعد، من زياد بن نضر را به سردارى پيشتازان خويش گماشتم و فرماندهى آنها را بدو سپردم و شريح را نيز فرمانده گروهى ديگر از آن سپاه كردم. اگر دشوارى اوضاع موجب همگامى شما مىشود و هر دو بر آن اتفاق نظر داريد در اين صورت زياد بن نضر به سردارى همگان گماشته شده (و فرمانده كلّ) است و اگر از يك ديگر جدا شديد، آنگاه هر يك از شما فرمانده همان سپاهى است كه ما به او سپردهايم[٢].
و بدانيد كه مقدمه و طلايهداران سپاه چشمان و ديدهبانان آنهايند، و ديدهبانان طلايهداران، گشتيان آنها هستند، پس چون شما از مرزهاى سرزمين خود بيرون
[١] متن« الى ما يرضاه الرّبّ تبارك و تعالى» و در شنهج[ الى ما لا يرضى اللّه تعالى به].
[٢] متن« منكما امير الطائفة الّتى ...» و در اصل[ على امير الطائفة] كه كلمه[ على] زيادت است.