پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٣٢ - هماوردى على با بسر و گريز وى
و زان پس به پايان جنگ، نه (چون تو) نگهبانى براى شكتخوردگان باشد[١] و نه پيش از آن در طلايه سواران، پرچمدارى براى حمله بماند[٢].
بسر گفت: «آيا اين (كه گويى) چيزى جز مرگ باشد؟ به خدا سوگند كه از ديدار خداى تعالى گريزى نيست.»
رجز على
على [عليه السلام] ديگر روز همراه اشتر از سپاه خود جدا شد و رو بدان تپّه نهاد و مىگفت:
|
انّى علىّ فاسألوا لتخبروا |
ثمّ ابرزوا الى الوغى أو أدبروا ... |
|
منم على، (از جنگ آزمودگان) بپرسيد تا آگاه شويد، آنگاه يا به ميدان نبردم آييد يا پشت كنيد و بگريزيد.
تيغم برنده و سنانم دلدوز و جانشكار است، پيامبر پاكيزه خصال از ماست.
حمزه نيكرفتار[٣] و جعفر (طيّار) كه او را در بهشت[٤] شهبالى باشد از ماست.
اين شير خداست با چنين افتخارات درخشان و آن يك پسر هند است، آن به كنام خزيده متزلزل رانده شده واپس كشيده.
هماوردى على با بسر و گريز وى
بسر در حالى كه نقابى آهنين بر روى نهاده بود و شناخته نمىشد نزديك آن تپّه به سوى او تاخت و بانگ زد: اى ابا حسن به ميدان من آى، على شتابان
[١] متن از روى شنهج« عاطف» و در اصل به خطا[ خاطف- رباينده].
[٢] مراد اينكه تو كه در شكست نگهبان و مدافع شكتخوردگان و در حلمه پرچمدار- طلايهدارانى خود را به مهلكه مينداز كه با مرگت سپاه از وجود چون تويى محروم ماند.- م.
[٣] مراد حمزة بن عبد المطلب، سيد الشهدا، عموى گرامى پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و عموى على عليه السلام است.- م.
[٤] جعفر بن ابى طالب( معروف به طيّار) برادر امير مؤمنان على عليه السلام كه ده سال از آن حضرت بزرگتر بود و به روز« مؤته» در سال هشتم هجرى شهيد شد. پرچمدارى مسلمانان در آن روز نخست با زيد بن حارثه بود كه كشته شد و جعفر پرچم را به دست راست برداشت و چون دستش را جدا كردند آن را به دست چپ گرفت و آن را نيز قطع كردند سپس پرچم را ميان بازوانش نگاه داشت تا او را كشتند و شهيد از پا درآمد. جعفر را« ذو الجناحين- صاحب دو شهبال» و« ذو الهجرتين- دو بار هجرت كرده» ناميدهاند.- الاصابة و كتاب مغازى و الحيوان( ٣: ٢٣٣).