پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٩٤ - جابجا شدن و اضطراب پرچمهاى ربيعه
كه از مردم بصره بودند به حضين[١] بن منذر بسپارند. ولى بر سر پرچمدارى رقابتى داشتند و گفتند: اين جوانى است كه دودمانى شريف دارد، اينك اين پرچم را به وى مىسپاريم و بنگريم تا بعد رأى ما بر كه قرار گيرد. پس از آن على پرچم تمام (قبيله) ربيعه را به خالد بن معمّر سپرد.
[قرعهكشى معاويه براى قبيله حمير]
راوى گفت:
معاويه براى (رويارويى) قبيله حمير با سه قبيله كه آن روز پر شمارتر از آنان در عراق قبيلهاى نبود، يعنى:
ربيعه و همدان و مذحج با تير به قرعهكشى پرداخت.
تير حمير به نام ربيعه در آمد، از اين رو ذو الكلاع گفت:
خدا، روسياهت كند اى قرعه زشت و ناهنجار كه چهره هماوردى را كريه كردى!.
پس ذو الكلاع با قبيله حمير و وابستگان بدان پيش آمد، و عبيد اللّه بن عمر بن خطّاب نيز با چهار هزار تن از قاريان شامى كه تا پاى جان سوگند وفادارى خورده بودند و در جناح راست سپاه شام قرار داشتند همراه آنها بود و سپهسالارى تمام جناح را ذو الكلاع به عهده داشت.
جابجا شدن و اضطراب پرچمهاى ربيعه
آنگاه (قبيله) ربيعه- كه جناح چپ سپاه عراق را تشكيل مىداد- و عبد اللّه بن عباس كه فرماندهى همان جناح چپ را به عهده داشت حمله كردند. از اين سو ذو الكلاع و عبيد اللّه بن عمر به مقابله آنان هجوم آوردند و پياده و سواره حمله سختى به ربيعه كردند تا بدانجا كه اضطرابى در پرچمهاى ربيعه پديد آمد ولى جز تنى چند از دنبالهروان و دونان، ديگران ايستادگى كردند[٢]. سپس شاميان بازگشتند و پس از لختى هجومى [ديگر] آوردند
[١] در اصل به تحريف[ الحصين- با صاد]- آنچه در ص ٣٩٠ پيشتر گذشت.
[٢] متن« فتضعضعت رايات ربيعة، فتثبّتوا الّا قليلا من الاحشام و الانذال ...» و در طبرى[ فتضعضعت رايات ربيعة الّا قليلا من الاخيار و الابدال پرچمهاى ربيعه از جاى بشد جز اندكى از نيكان و دليران] كه حاصل معنى هر دو عبارت نزديك است. اين خبر از آغازش در شنهج به اختصار آمده و در اين مورد مواضعى را كه به مقابله نسخه اصل با نسخه شنهج اشاره كردم در طبرى نيافتم.