پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٣٤ - كشتگان روز فرات
و ناآزمودهاى[١] پيمان شكنى، مال و ارث را برشمار و خود در گور درنگ كن (كه اجلت به دست من، فرا رسيده است).
[رجز اشتر روز فرات]
عمرو بن شمر[٢]، از اسماعيل سدّى، از بكر بن تغلب[٣] كه گفت:
كسى كه خود رجز اشتر را شنيده بود برايم حديث كرد و گفت:
اشتر به روز فرات، آن روز كه نيرويى عظيم از مردم عراق را در اختيار داشت[٤] مىگفت:
|
اليوم يوم الحفاظ |
بين الكماة الغلاظ ... |
|
امروز روز پايدارى در ميان برگستوانها و زرههاى خشن است، به نيزه سينهها را بشكافيم و پيكار كنيم.
[كشتگان روز فرات]
راوى گويد: (همان كس) گفت:
(دلاورى)[٥] ... از آل ذى لقوه كه آن روز شهسوار مردم اردن بود كشته شد و تنى چند از مردان آل ذى يزن نيز كشته شدند.
نصر: عمرو بن شمر مرا از اسماعيل سدّى، از بكر بن تغلب روايت كرد كه كسى كه از خود اشعث به روز فرات شنيده بود گفت:
روز فرات نيروى بزرگى از عراقيان همراه اشعث بودند و وى به دست خود چند تن از مردان شامى را بكشت و مىگفت: به خدا سوگند از كشتن نمازگزاران سخت اكراه داشتم، ولى همراه من كسى است كه سابقهاش در اسلام
[١] متن« الغرير بىتجربه» و در اصل به تحريف[ العزيز] آمده.
[٢] در اصل به تحريف[ عمر بن شمر]، شرح حال عمرو پيشتر در ص ٢٣١ گذشت.
[٣] در اصل[ بحر بن تغلب] و درستش ديگر جاى در نسخه اصل و نيز در شنهج، يكسان« بكر» آمده است.
[٤] متن از روى شنهج( ١: ٣٢٩)« كان له يومئذ غناء عظيم من اهل العراق» و در اصل فقط[ من اهل العراق].
[٥] در اصل و متن« و قد قتل من آل ذى لقوة، و كان يومئذ فارس اهل الاردن» همينگونه ناقص آمده و در شنهج نيز در گمانگاه خود نيامده است.
( پيداست نام مقتول از قلم افتاده و از اين رو در ترجمه،( دلاورى) به جايش نهاده شد.- م.)