پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٣٧ - ديدار عتبه و جعده
ديدار عتبه و جعده
ديگر روز عتبه آهنگ ديدار او كرد و بانگ زد: اى جعده، اى جعده! وى از على رخصت خواست كه نزد او رود و على به او رخصت داد، و مردم براى شنيدن گفتگوى آن دو گرد آمدند. آنگاه عتبه گفت: «اى جعده، به خدا سوگند (ما مىدانيم كه) چيزى جز دوستى تو نسبت به خالو[١] و (نيز) عمويت ابن ابى سلمه، كارگزار بحرين[٢] تو را به پيكار ما نكشانده و به خدا سوگند ما ادعا نمىكنيم كه اگر ماجراى عثمان نمىبود معاويه براى خلافت شايستهتر از على بود، ولى مىگوييم معاويه براى حكومت شام از آن رو شايستهتر است كه مردم به حكومت او راضى هستند، پس اين را بر ما ببخشاييد، و به خدا قسم كه در شام هر مرد نيرومندى[٣] بيشتر از معاويه به جنگ كوشاست و در عراق كسى نيست كه چون على به جنگ سخت كوش باشد[٤]. ما بيش از شما از سرور خود فرمان مىبريم، و آنچه در على نكوهيده است اين است كه خواهد اين اعتقاد را در دل مسلمانان بدمد (و به آنها بقبولاند) كه به ولايت بر مردم سزاوارتر از خود ايشان است تا بدانجا كه اگر قدرتى يابد (به خاطر اين تسلّط طلبى) عرب را يكسره نابود كند.» جعده گفت: اما دوستى من نسبت به خالوى خويش (على)، به خدا سوگند اگر تو را نيز خالويى چون او (گرانقدر) مىبود پدرت را از ياد مىبردى. اما (عمويم) ابن ابى سلمه، هنوز كس چنو گرانمايه مردى نديده است، و جهاد در نظر من خوشتر (و مهمتر) از شغل و مقام حكومتى است[٥]. اما برترى على بر معاويه، اين
[١] مراد على عليه السلام است، زيرا جعده، پسر امّ هانى بنت ابى طالب بود.- م.
[٢] متن از روى شنهج« عامل البحرين» و در اصل به خطا[ عاملى البحرين- دو كارگزار بحرين].
[٣] متن« ... رجل به طرق» و در اصل به تحريف[ طرف].
[٤] يعنى در شام ديگران بيش از معاويه طرفدار جنگ هستند و بر عكس در عراق على عليه السلام بيش از همگان خواستار جنگ است و ديگران را تشويق به جنگ مىكند.- م.
[٥] مراد اينكه ضابطه جهاد در نظر من مهمتر از رابطه ادارى و خويشاوندى است و علاقه به جهاد در راه خدا مرا بدين پيكار كشانده نه منصب و مقام ادارى عمويم.- م.