پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٣٢ - بازگشت على از صفين به كوفه
منشاء خيرى براى خود نمىشمارى[١]؟» گفت: «چرا». گفت: «تو را به رحمت پروردگارت و بخشودگى گناهانت مژده باد، اى بنده خدا تو كيستى (و چه نام دارى)؟» گفت: «نامم صالح بن سليم است.» گفت: «از كدام خاندانى؟» گفت:
«اصل من از سلامان بن طىّ است، اما در سايه حمايت و در كنار (قبيله) بنى سليم بن منصور و به پسرخواندگى ايشان پرورده شدهام.» گفت: «منزّه است خدا، چه نيكوست نامت و نام پدرت و نام حاميان و پدرخواندگانت، آيا تو با ما در اين پيكار شركت كردى؟» گفت: «نه، به خدا، من در آن شركت نجستم ولى مىخواستم شركت كنم، اما اين بيمارى و نزارى كه مىبينى بر من عارض شد و مرا از پيكار بازداشت.» على گفت:
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ.
بر ناتوانان و بيماران و فقيران كه خرج سفر و عيال خود را ندارند دشوارى و (تكليف جهاد) نيست، هر گاه آنها هم به راه رضاى خدا و رسول، خلق را نصيحت و هدايت كنند كه بر نيكوكاران از هيچ راه حرج و زحمتى نيست و خدا آمرزنده و مهربان است[٢].
اينكه به من بگو، مردم در باره ما و آنچه ميان ما و شاميان گذشت چه مىگويند. گفت: پارهاى از آنچه ميان تو و آنان گذشته شادمانند، و اينان مردمانى بد خواهند[٣]، و پارهاى ديگر از آنچه پيش آمده اندوهگينند، و اينان مردمى خيرخواه تو هستند. (على) چون خواست از او جدا شود گفت: راست گفتى، خداوند تحمّل رنجت را موجب كاستن گناهانت قرار دهد، زيرا بيمارى (خود به خود) موجب پاداش و ثوابى نباشد ولى ابتلاى به بيمارى (و تحمّل آن) گناهان
[١] متن از روى طبرى« احتسابا بالخير» و در اصل[ احتساب بالخير].
[٢] التوبه، ٩١
[٣] متن از روى طبرى« اغشّاء النّاس» در مقابل« نصحاء النّاس» و در اصل به خطا[ اغنياء الناس].