پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٢٣ - سخن معاوية بن خديج
|
معاوى إن تأتنا مزبدا |
بخضريّة تلق رجراجه ... |
|
معاويه اگر تو سبزينه پوشان را بر ما بتازانى با فوج موجآساى ما روبرو شوى، كه ناوكهايشان در گير و دار جنگ سواران، به خون مردان آغشته شده.
شهسوارانش چون شيران ژيانند و در راه خدا، دشمن را به خاك هلاك مىافكنند.
چون مرگ در رسد هيچ نيروى باز دارندهاى نيست، و در آن لحظه هراسناك بانگ و فرياد[١] بسيار سودى نكند.
آنان را براى طويل كردن شمشيرهاى خود جز به سخت كوشى در برخورد نيازى نيست، عزم و گامهاى استوار بلندشان پيش از شمشيرهايشان مىآيد و بازوان توانايشان را نقصى نيست.
پارهاى از آنان كه بديشان برخوردهاى گواه راستين اين حقيقتند، و تو خود ديروز آن را دريافتى، كه با تيغهاى تيز بر دشمن تاختند و لاف و گزاف لجوجانه آنها را خاموش كردند[٢].
شاميان (كه اين قطعه را از او شنيدند) به وى گفتند: اى برادر بنى حارثى بار ديگر بخوان تا ما آن را فرا گيريم كه نيكو شعرى است[٣]. وى آن را براى ايشان باز خواند تا فرا گرفتند، و اين در فرصت (آتش بس) بود كه طلايهداران هر دو سپاه ديدار مىكردند و به يك ديگر امان ميدادند و با هم سخن مىگفتند.
[سخن معاوية بن خديج]
[نصر گويد: عمر بن سعد، از حارث بن حصيره، از ابى الكنود] روايت كرد و گفت:
شاميان بر كشتگان خود بيتابانه شيون مىكردند[٤]، و معاوية بن خديج گفت: اى مردم شام، خدا مملكتى را كه آدمى پس از حوشب و ذى الكلاع به دست آرد،
[١] متن به تصحيح قياسى« فجفاجه» و در اصل به تحريف[ فجاجه].
[٢] در متن و اصل مصراع اخير ناقص است و چنين آمده« بها فقع لجاجه».
[٣] اين از تأثيرات شعر خوب است كه حتى دشمن مىخواهد آن را بشنود و فرا گيرد.- م.
[٤] متن از روى شنهج تصحيح شده و در اصل پس از تكمله آمده[ ثم ذكروا أن اهل الشام جزعوا].