پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٢٩ - شعرى در نكوهش او
پسر عموى عروه گفت: چه شوم بامدادى است امروز، خدا چهره زندگى پس از ابى داود را (بر من) زشت گرداند. (و مرا پس از او زندگى مباد). و سپس در اين باره سرود:
سوگنامه عروه دمشقى
|
فقدت عروة الأرامل و الايتام |
يوم الكريهة الشّنعاء[١] ... |
|
عروه بيوگان و يتيمان خود را بدان روز مصيبت بار شوم زشت باز نهاد.
او به روزهاى سخت و نكبتبار هرگز با اطرافيان خويش درشتى نمىكرد، و خود از معركه هراسى نداشت.
به عنايت الاهى از گزند عدىّ و پسر ابى طالب و ديگر فرادستان احساس ايمنى مىكرد.
اى ديده من، آيا بدان دم كه گرد آوردگاه برخاست و عروه[٢] به خاك افتاد همگان گريان نشدند؟
جاى آن داشت كه تمام زنان بنى عامر از يثرب و اهل قباء بر او زار بگريند.
خداوند عروه نيكو خصال مددكار و زاده برجستگان شريف را رحمت كند.
در دشت بىفرياد صفّين پيكرش غرقه به خون، بر خاك خشك فرو افتاد و نهان شد[٣].
سواران بدرى و تابعان و اشراف و نقيبان جملگى او را بدان حال رها كردند.
شعرى در نكوهش او
و عبد اللّه بن عبد الرّحمن انصارى سرود:
|
عرو يا عرو قد لقيت حماما |
اذ تقحّمت فى حمى اللّهوات ... |
|
عروه، اى عروه، چون به دام آتش غرور و سركشيها در افتادى مرگ خونبارت را ديدى.
آيا على را دست كم گرفتى كه شرزه شيرى چنو را به پيكار غزالكى در كام مرگ، فراخواندى؟
[١] در اصل[ الشغباء]. اين قطعه در شنهج نيامده است.
[٢] متن« يا لعينى ألّا بكت عروة[ الاقوام] يوم العجاج ...» و در اصل كلمه[ الاقوام] كه با افزودن كلمهاى شبيه آن بيت درست مىشود نيامده است.
[٣] متن« قد غاب فى الجرباء» و در اصل[ قد عاين الحوباء].