پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦١٢ - گفتار قيس بن سعد در اين باره
قريش به كاچىخورى شهرت يافته به اشكنهخورى مشهور مىشديم. (در حالى كه ما چنين شهرتى نيافتهايم و تنها معاويه از سر طعن اين عنوان را بر ما بسته است).
سپس قيس بن سعد در اين باب گفت:
يا ابن هند دع التوثّب فى الحر ...^ ب اذا نحن فى البلاد نأينا[١] ...
اى پسر هند دست از تحريك كسان بر جنگ با ما بدار كه ما در اقطار عالم نامداريم.
ما همانانيم كه تو ما را ديده و ضرب دستمان را چشيدهاى، اگر خواهى در ميدان نبرد به ما نزديك شو[٢].
اگر خواهى گروهى با تو نبرد كنيم، گروهى مىجنگيم و اگر خواهى تن به تن بجنگيم ما آماده و رهسپار ميدانيم، تو با يارانت بيا و ما با خزرجيان با تو روبرو مىشويم و در جنگ (به مردانگى) والدينمان را سرافراز مىكنيم.
هر يك از اين دو گونه جنگ را خواهى انتخاب كن كه از جانب ما يا تو ديگر دوستى و مودّتى بر جا نمانده است.
آنگاه هنوز گرد آوردگاه فرو ننشسته باشد[٣] كه بينى جنگ، خود پيروزى يا شكست ما را آشكار سازد.
كاش آنچه خواهى فردا با ما كنى زودتر برسد كه خداوند نعمت شهادت راستين را به ما ارزانى فرمايد.
ما همانانيم كه در فتح مكه و خيبر و حنين حضور يافتهايم، پس از غزوه بدر و آن نبرد كمر شكن احد و نيز با بنى نضير، دليريها كرديم، و به روز احزاب[٤] حاضر بوديم و همگان مىدانند از شما چه ديديم و بر سرتان چه آورديم.
[١] در شنهج[ بالجياد سرينا- با اسبان نژاده بسيج شدهايم].
[٢] متن از روى شنهج( ٢: ٢٩٧)« فادن» و در اصل[ فأذن- رخصت ده].
[٣] متن« لا تنزع العجاجة» و در اصل[ ... ينزع ...] و در شنهج[ لانسلخ ...].
[٤] متن« يوم الأحزاب ...» كه شايد[ و بيوم الاحزاب ...] باشد.