پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٤١ - مبارزه اشتر با اجلح
آيا خواهى ضربت جوانى جنگاور را كه نيزهاى خدنگ دارد دريايى؟
(رزمجويى) كه سست كوش و بىطرف نيست و كس بر او چيره نيامدست؟
و نيزه خود را بر جايى از زره اشتر فرود آورد و او را از اسب بيفكند ولى گزندى به پيكر وى نرسيد. اشتر [پياده] به او هجوم آورد و پيهاى اسبش را به شمشير بزد و مىگفت:
|
لا بدّ من قتلى أو من قتلكما |
قتلت منكم خمسة من قبلكما ... |
|
مرا چارهاى نيست كه يا شما مرا بكشيد و يا من شما را بكشم كه پنج تن از شما را زين پيش كشتهام، و آنان همگى مدافعانى چون تو بودند.
سپس در حالى كه هر دو پياده بودند[١] او را با شمشير بزد. آنگاه سوارى كه او را اجلح مىخواندند و از برجستگان و شهسواران عرب بود، سوار بر اسبى به نام «لاحق[٢]» بيرون آمد، چون اشتر به مقابله او آمد (وى از هيبت اشتر) از برخورد تن بتن با او اكراه داشت ولى از جانبى ديگر شرم كرد كه باز گردد. از اين رو به سوى او آمد و مىگفت:
مبارزه اشتر با اجلح
|
اقدم[٣] باللّاحق لا تهلّل |
على صملّ ظاهر التسلّل ... |
|
روى بياور به «لاحق عزرائيلگون» و در برابر دليرى تندخو كه حملات پياپى او آشكار است عقب منشين،
[١] متن« و هما رجلان» و در شنهج[ و هما راجلان] كه هر دو وجه درست( و به معنى: دو پياده) است.
[٢]« لاحق» به معنى دنبال كننده و پىگير، از القاب قابض ارواح، عزرائيل است و عرب اين لقب را در مورد انسان بدشگون مىداند و نامهايى از اين دست را كه نشان از مرگ دارد به فال بد مىگيرد- سفيران، ابن فراء ص ٦٥ ترجمه پرويز اتابكى، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ١٣٦٣
[٣] صيغه امر از« اقدام» و اصلش« اقدمن» با نون تأكيد خفيفه است كه به ضرورت شعرى حذف شده- شرح شواهد المغنى، ٣١٥