پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٠٤ - داستان راهب بليخ
مىخواندند منزلگاه گرفت [در آنجا] راهبى از دير خويش پايين آمد و به على گفت: نزد ما نوشتهاى است كه از پدران خود به ميراث بردهايم و آن را [ياران حواريّون] عيسى بن مريم نوشتهاند، به تو عرضه مىدارم. على گفت: بسيار خوب، چه نوشته است؟ راهب گفت:
داستان راهب بليخ
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم. به نام خداوند بخشنده مهربان كه قضايش را چنين راند و بر (لوح) مسطور چنين رقم زد كه در ميان مردمى ناخوانده درس، پيامبرى از خودشان بر مىانگيزد كه كتاب و حكمت را بديشان مىآموزد و آنان را به راه خدا رهنمون آيد، (پيامبرى) كه درشتى نمىكند، و در بازارها عربده نمىكشد (و غوغا نمىكند)، و بدى را به بدى پاداش نمىدهد، ولى (در عوض)[١] مىبخشايد و در مىگذرد. امّت او خداوند را بر هر پشتهاى ستايشگرند، و در هر فراز و نشيبى مىستايند، زبانشان به تهليل[٢] و تكبير[٣] و [تسبيح] رام و هموار است. خداوند او را بر هر چه آهنگش كند يارى دهد، و چون خدايش بميراند امّتش اختلاف كنند و سپس به اتحاد باز آيند، و چندان كه خدا خواهد بر آن (همبستگى) بمانند تا (به حشر) پراكنده شوند، پس مردى از امّت او بر ساحل اين آب (رود فرات) بگذرد، امر به معروف و نهى از منكر مىكند، داورى به حق مىراند و در حكمرانى رشوه نمىستاند[٤]. دنيا به ديده او از (مشتى) خاكستر (در معرض تندباد) به روزى طوفانزاى، پستتر و ناچيزتر است، و مرگ براى او از نوشيدن آب به گاه تشنگى شديد[٥] آسانتر و گواراتر، در نهان از خدا مىترسد و در عيان خيرخواه اوست، در راه خدا از
[١] متن« و لكن يعفو» و در شنهج( ١: ٢٨٩)[ بل يعفو و يصفح].
[٢] گفتن كلمه توحيد: لا اله الّا اللّه.- م.
[٣]« اللّه اكبر» گفتن.- م.
[٤] متن« و لا يرتشى فى الحكم» و در شنهج[ و لا يركس الحكم حكم خلاف حق و نابجا نمىدهد].
[٥] متن« على الظماء» و در شنهج[ على الظمآن بر تشنه لب].