پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٧٨ - به كار گماشتن فرمانداران و كارگزاران از سوى معاويه
خطبه معاويه براى مردم شام
چون گزارش جاى گرفتن على در نخيله و استقرار لشكرگاه وى در آنجا به معاويه كه در دمشق بود رسيد، پيراهن خونين عثمان را بر منبر (مسجد) دمشق گسترانيد و پيرامون منبر هفتاد پير مرد را گماشت كه [اطرافش] بر عثمان زار زار مىگريستند و اشكشان دمى خشك نمىشد (در اين ميان و با اين تمهيد) معاويه براى مردم شام چنين سخن راند و گفت:
اى مردم شام، شما مرا درباره على دروغزن مىشمرديد ولى اينك امر او بر شما روشن شده است، به خدا سوگند كه خليفه شما را كسى جز او نكشته است و هموست كه فرمان قتلش را داده و مردم را بر ضدش برانگيخته و سپس قاتلانش را پناه داده و اينك همانان، سربازان و ياران و ياوران اويند، با آنها به راه افتاده و آهنگ شهرها [و خانهها] ى شما را كرده است تا شما را متوارى كند. اى مردم شام، خدا را، خدا را در حق عثمان، من ولىّ دم و اختياردار (قصاص) خون عثمانم و شايستهترين كسى هستم كه انتقام خون او را بخواهم و خداوند براى ولىّ مظلوم[١] اختيار و تسلطى قرار داده است[٢]. پس به خليفه (مظلوم) خود يارى دهيد.
آن گروه با او همان كردند كه خود از آن آگاهيد، وى را ظالمانه و گمراهانه كشتند، و خداوند به تحقيق، فرمان پيكار با آن گروه گردنكش ستمگر را داده است تا امر خدا تحقق پذيرد. [سپس از منبر به زير آمد].
به كار گماشتن فرمانداران و كارگزاران از سوى معاويه
پس همگان به فرمان معاويه سر نهادند و حكمش را پذيرفتند و از هر طرف رو به سويش آوردند.
وى سه دودمان را در فلسطين به فرمانروايى گماشت و در برابر مردم مصر قرار داد كه جلو آنها را بگيرند و نيز به مصريان مخالف (على) كه آن هنگام با معاويه
[١] متن« لولىّ المظلوم سلطانا» و در شنهج[ لولىّ المقتول ظلما سلطانا براى ولى مقتول به ستم: تسلطى قرار داد.]
[٢] اشاره به آيه ٣٣ سوره الاسراء وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً كه پيشتر گذشت.