پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٩٧ - مسير سپاه به سوى صفين
[گفته على درباره كربلا]
نصر: مصعب بن سلام گفت: اجلح بن عبد اللّه كندى، از ابى جحيفه كه گفت: عروه بارقى نزد سعيد بن وهب آمد و از او پرسيد و من گوش مىدادم كه به او گفت:
آيا حديثى از على بن ابى طالب برايم روايت مىكنى[١]؟ گفت: آرى، مخنف بن سليم مرا نزد على فرستاد. در كربلا به او رسيدم، ديدم با دستش اشارهاى مىكند و مىگويد:
همين جاست، همين جاست. مردى به او گفت: اى امير مؤمنان، اينجا چيست؟ گفت: گرانمايهاى از آل محمد در اينجا فرود خواهد آمد، پس واى بر ايشان از شما و واى بر شما از ايشان[٢]. آن مرد به او گفت: اى امير مؤمنان، معنى اين سخن چيست؟ گفت: واى بر ايشان از شما: كه شما ايشان را مىكشيد، و واى بر شما از ايشان: كه خدا به سبب كشتن آنان شما را به دوزخ مىبرد.
اين سخن به گونهاى ديگر نيز روايت شده است كه (على) عليه السلام گفت:
[واى بر شما از ايشان و واى] براى شما بر ايشان[٣]. آن مرد گفت: «واى بر ما از ايشان» را فهميدم[٤] اما «واى براى ما بر ايشان» چه باشد؟ گفت: شما مىبينيد كه آنان را مىكشند ولى توان يارى دادن به آنان را نداريد.
[مسير سپاه به سوى صفّين]
نصر: سعيد بن حكيم عبسى: از حسن بن كثير از پدرش:
على به كربلا رسيد و در آنجا درنگ كرد، به او عرض شد: اى امير مؤمنان، اينجا كربلاء است. گفت: داراى كرب و بلاء (اندوه و آسيب). سپس با دست خود به جايى اشاره كرد و گفت: اينجا محل فرود آمدن و پياده شدن ايشان است و به جايى ديگر با دست خود اشاره كرد و گفت: اينجا، جاى ريختن خون ايشان است.
(نصر) بر سر حديث عمر بن سعد باز آمد، گفت:
سپس (على) به سوى ساباط پيش رفت تا به شهر بهرسير رسيد، در آن
[١] متن به تصحيح قياسى« حدّثنيه» و در اصل به تحريف[ حدثنيه] و در شنهج[ حدثناه].
[٢] متن« ويل لهم منكم و ويل لكم منهم».
[٣] متن« فويل لكم عنهم و ويل لكم عليهم».
[٤] متن« عرفت» و در شنهج[ عرفناه فهميديمش].