پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٤٩ - خطبه على
[تشويق اشتر يارانش را]
نصر، از عمر[١]، از فضيل بن خديج، از غلام اشتر، گفت:
چون بيشتر گريختگان جناح راست پيرامون اشتر گرد آمدند وى ايشان را تشويق كرد و به آنها گفت:
«دندانها را سخت بر هم بفشاريد و امروز با سر به مقابله آن قوم دويد، زيرا گريختن از پيشروى موجب سلب عزت (و چيرگى) و مانع دستيابى به غنيمت و مايه خوار زيستن و ذليل مردن و ننگ دنيا و آخرت است[٢]. آنگاه بر دشمنان حمله برد تا همه را عقب نشاند و ميان نماز عصر و مغرب آنان را به صفوف معاويه راند[٣].» نصر، از عمر، از محمد بن اسحاق:
عمرو بن حميّه كلبى روز صفّين به ميدان آمد، وى همراه معاويه بود و هماورد مىطلبيد.
[خطبه على]
نصر، از عمر[٤]، از مالك بن اعين، از زيد بن وهب:
چون على ديد كه جناح راست سپاه او به محلّ آوردگاه خود باز آمده و دشمنانى را كه در قرارگاهها و جايهاى خويش برابرشان بودند زده و راندهاند، پيش آمد تا به ايشان رسيد و گفت: من انصراف و عقبنشينى شما را از (مواضع و) صفوفتان مشاهده كردم و ديدم كه جفاكاران ستمگر و اعراب بيابانگرد شام شما را عقب مىرانند[٥] در حالى كه شما سران بزرگ عرب و برجستگان سترگ، و شب زندهداران به تلاوت قرآنيد و آنگاه كه خطاكاران گمراه شوند[٦]، شما فرا خواننده به حقّيد. اگر روى آوردن شما،
[١] در شنهج به جاى« عمر، كه مراد عمر بن سعد است»[ عمرو] آمده.
[٢] اين خطبه به طور كامل در تاريخ طبرى( ٦: ١٢) آمده است.
[٣] متن« بصفوف معاوية» و در شنهج[ بمضارب معاوية به خرگاههاى معاويه].
[٤] در شنهج( ١: ٤٨٨)[ عمرو].
[٥] متن از روى شنهج و طبرى( ٦: ١٤)« يحوزكم» و در اصل[ تحززكم].
[٦] متن از روى شنهج و طبرى« اذ ضلّ» و در اصل[ اذا ضلّ آنگاه كه گمراه شود].