پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٧٠ - اندرز على به زياد بن نضر و شريح بن هانى
نصر: عمر (گفت): عبد الرحمن از حارث بن حصيره، از عبد اللّه بن شريك برايم روايت كرد كه:
چون مردم به نخيله در آمدند چند تن از كسانى كه عثمان تبعيدشان كرده بود برخاستند و هر يك سخنى گفتند. پس جندب بن زهير، و حارث اعور، و يزيد بن قيس (هر يك به سخن گفتن) ايستادند، (از جمله) جندب گفت: اينك زمان براى آنان كه از خانههاى خويش تبعيد شدند فرا رسيده است.[١]
[اندرز على به زياد بن نضر و شريح بن هانى]
نصر: عمر بن سعد، يزيد بن خالد بن قطن برايم روايت كرد كه:
چون على آهنگ عزيمت به نخيله كرد زياد بن نضر و شريح بن هانى را- كه سرداران مذحج و اشعريان بودند- فرا خواند و گفت: اى زياد، به هر روز و شب در پرهيزگارى خدا بكوش و بر نفس خود از دنياى فريبا بترس[٢] و در هيچ حال از بلاى آن ايمن مباش، و بدان كه اگر نفست را از بيم ناگواريها (و عذابهاى اخروى) از بسيارى از آنچه اينك (در دنيا او را) خوشايند است[٣] باز ندارى خواهشهاى نفسانى زيانهاى بيشترى به تو خواهد رساند. پس مانع و جلوگيرنده[٤] نفست از سركشى و ظلم و تعدى باش، همانا من تو را به سردارى اين سپاه گماشتم، بر آنان دراز دستى مكن، و بايد بهترين فرد آنها
[١] در متن چنين آمده« قد آن للّذين اخرجوا من ديارهم» و مراد آن است كه اينك زمان پيكار براى آنان كه از خانههايشان رانده شدند فرا رسيده است، و اشاره به بيان قرآن است كه فرمايد:
« أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ^ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ رخصت به جنگجويان اسلام داده شد زيرا آنها از دشمن ستم كشيدند و خدا بر يارى آنها تواناست^ آنان كه از خانههاشان آواره شدند.- الحج، ٣٩ و ٤٠
[٢] متن از روى شنهج« خف» و در اصل به خطا[ خفّف].
[٣] متن از روى شنهج« ممّا يحبّ» و در اصل به خطا[ مما يجب].
[٤] متن از روى شنهج« وازعا» و در اصل[ مانعا وادعا مانعى رها كننده]؟ و در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد[ ... رادعا بازدارنده] آمده است.