پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٩ - سرزنش راندن او بر سليمان بن صرد
خود كه ساكن كوفه بود جويا شد. كسى گفتش: خدايش به همجوارى گزيد.
فرمود: «خداوند هيچيك از آفريدگانش را به همجوارى نگيرد و (اين آيه را) خواند:
وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ.
و شما مرده بوديد، شما را زنده كرد و ديگر بارتان بميراند و باز زنده كند ....[١] (راوى) گفت:
چون خستگى بر او درآمد گفتندش در كدام كاخ منزل مىكنى؟ فرمود:
«مرا در كاخ خبال منزل ندهيد.»[٢]
[سرزنش راندن او بر سليمان بن صرد]
نصر از سيف گويد: اسماعيل بن ابى عميره، از عبد الرحمن بن عبيد ابى الكنود مرا روايت كرد كه:
سليمان بن صرد خزاعى[٣] پس از بازگشت على بن ابى طالب عليه السلام از بصره خدمتش آمد. (امام) وى را سرزنش و نكوهش فرمود و به او گفت: «تو دچار ترديد شدى و گوش خواباندى و نيرنگ به كار بردى، در حالى كه نزد من
[١] البقره، ٢٨
[٢] شنهج،« گفتند: در اين كاخ منزل فرماى. پس فرمود: كاخ جبال!؟ در آنم منزل ندهيد.» ذكرى از اين كاخ به هيچيك از دو صورت« قصر خبال» و« قصر جبال» كه در نسخه اصل و نسخه شنهج آمده است جايى ديگر نيافتم، ولى ديدم سيد فرج اللّه حسينى نوشته است« مراد( امام) عليه السلام كاخ دار الاماره است و گويا آن را از آنجا كه پيش از وى مسكن فرمانروايان بيدادگر و عمال نفاق و تفرقهاندازى و عوامل نابودى و كاستى( امت) بوده است چنين( كاخ فساد يا لانه بومان.- م.) ناميده است.»
[٣] سليمان بن صرد بن جون خزاعى، ابو مطرف كوفى، صحابى بزرگ قدر. ابن حجر گويد:
فاضلى نيكوكار بود و در صفين با على همراه بود و در پيكار حوشب را بكشت. بعدا از كسانى بود كه به( امام) حسين دعوتنامه نوشت ولى از او جا ماند و سپس همراه با مسيب بن نجبه و گروهى ديگر كه چهار هزار نفر مىشدند به خونخواهى( امام حسين) برخاست. عبيد اللّه بن زياد با لشكر مروان به مقابله آنان درآمد و سليمان و تمام كسانى كه با او بودند كشته شدند و اين به سال شصت و پنج بود.: الاصابة و تهذيب التهذيب.