پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٩٦ - نبرد همدانيان
عكّيان درخواست مقررى كردند و اشعريان بهترين جايزههاى «بثنى[١]» را خواستند.
دين را به خاطر دريافت بخشش و مقرّرى ترك كردند و بدين گونه بدترين مردم محسوب مىشوند.
ولى ما پاداش نيكو را با پايدارى در جهاد و شكيبايى، از خداوند درخواست كرديم.
هر كس را آن دهند كه درخواست كرده و مرادش بوده است، و راه ما از راه آنها جداست.
مردم عراق به جنگ آنگاه كه نيزهها به جولان در آيد سخت كوش و پايدار و چابك سوارند.
و چون بندگان خدا[٢] را بلا و فتنهاى فرا گيرد اينان بار سنگين (دفاع) را به خوبى بر دوش مىكشند.
اى صاحب امر ولايت و وصايت، يك تن از ما نيست كه در راه خدا دوستدار و پيرو تو نباشد.
على گفت: همين تو را بس، خدا رحمتت كناد، و سپس وى و قبيلهاش را ستود. چون شعر او به آگاهى معاويه نيز رسيد، معاويه گفت: به خدا سوگند دوست دارم (و روا دانم) چندان ثروت و مكنت به معتمدان (و ياران) على دهم[٣] و چنان مال و منالى ميانشان پخش كنم كه (در نظر ايشان) دنياى من بر آخرت او بچربد.
نبرد همدانيان
ديگر روز (همدانيان) به آوردگاه تاختند و معاويه در ميان قبايل يمنى بانگ بر آورد: بشتابيد و شهسواران نامدار خود را به سوى من[٤] فرستيد تا در برابر اين قبيله همدانى مرا يارى دهند[٥].
[١] متن« بثنيّة» منسوب به روستايى در شام، بين دمشق و اذرعات، كه گندم بثنى منسوب بدانجاست و بهترين نوع گندم است. در شنهج( ٢: ٢٩٤) به تحريف[ لبثيه].
[٢] متن« اذا عمّت العباد» و در شنهج[ اذا عمّمت البلاد].
[٣] متن از روى شنهج« لاستميلنّ بالأموال ثقات علىّ» و در اصل[ اهل ثقات علىّ].
[٤] متن« عبّوا الىّ» و در شنهج[ عبّوا لى براى من بسيج كنيد].
[٥] متن« لهذا الحىّ من همدان» و در شنهج[ على هذا الحىّ].