پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٣٥ - حمله عبد الله بن بديل به شاميان
[فرستاده على به سوى سپاه معاويه]
نصر، از عمرو بن شمر، از جابر، از تميم:
على گفت: كيست كه اين قرآن را نزد آنان برد و ايشان را بدانچه در آن است فرا خواند؟ جوانى به نام سعيد پيش آمد[١] و گفت: من از عهده آن بر آيم. سپس گفته خود را باز گفت و ديگر مردم همه خاموش ماندند. جوان دگربار پيش آمد و گفت: من از عهده آن برآيم. آنگاه على گفت: بگير، و قرآن را به [دست] وى سپرد. سپس وى نزد معاويه (و سپاه او) آمد و آن را برايشان فرو مىخواند و آنان را بدانچه در آن بود فرا مىخواند، پس وى را بكشتند. تميم[٢] آورده است كه وى سعيد بن قيس بوده است.
[حمله عبد اللّه بن بديل به شاميان]
نصر، از عمرو بن شمر، از جابر[٣] كه گفت: شنيدم شعبى مىگويد:
آن روز عبد اللّه بن بديل خزاعى همراه على بود و دو زره پوشيده و دو شمشير آويخته بود و دليرانه به آن كسان (دشمن) هجوم مىآورد و آنان را به تيغ مىزد و مىگفت:
|
لم يبق الّا الصّبر و التّوكّل |
و اخذك التّرس و سيفا مقصل[٤] ... |
|
جز تحمّل (دشوارى جنگ) و توكّل (به خداوند) و برگرفتن سپر و شمشير برّان
[١] متن« و اقبل الفتى» و در شنهج[ و تقدم الفتى].
[٢] تميم بن حذلم ضبّى، ابو سلمه كوفى، از ثقات، در سال ١٠٠ بمرد. در نام پدر او اختلاف است و گفتهاند« خزيم» يا« حذيم» ولى درست همان« حذلم» است- تقريب التهذيب و منته المقال.
[٣] جابر بن يزيد جعفى كه خود از ثقات است ولى بسيارى از كسانى كه وى از ايشان روايت كرده( در حديث) ضعيف بودهاند. ضعيفان در حديث كه وى بيشتر از آنان نقل كرده است: عمرو بن شمر جعفى، و مفضل بن صالح سكونى هستند. در الميزان آمده كه او از ابى طفيل صحابى روايت كرده است. سال ١٢٧ يا ١٣٢ درگذشت- تهذيب التهذيب و ميزان الاعتدال و منته المقال.
[٤] شنهج( ١: ٤٨٦)[ و الترس و الرمح] و در اصل و شنهج[ و سيف مصقل] كه تحريف است و« مقصل برّان» درست است. درباره اين رجز- الاصابة ٤٥٥٠، شرح حال عبد اللّه بن بديل آنجا كه اين خبر را از كتاب حاضر« وقعة صفّين» نقل كرده است.