پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٩٦ - خطبه خالد بن معمر
در پيكار صفّين چهار هزار تن چرمينه سپر[١] از (قبيله) عنزه[٢] شركت داشتند.
[خطبه خالد بن معمّر]
نصر، از عمر كه گفت: مردى از قبيله بكر بن وائل، از محرز بن عبد الرحمن [عجلى][٣] مرا خبر داد كه خالد بن معمّر (در خطبه چنين) گفت:
«اى گروه ربيعه، همانا خداى عز و جل هر يك از شما مردان را از خاستگاه و زادبوم خويش آورده و در اين نقطه، در اجتماعى بىنظير گرد كرده است كه از آن روز كه در زمين پراكنده شدهايد[٤] چنين اجتماعى با هم و به يك جا نداشتهايد. به راستى، اگر اينك شما دست نگاه داريد و از نبرد با دشمنتان سر باز زنيد و از صف پيكار روى گردانيد[٥]، خدا از كرده شما خرسند نباشد و از طعن هيچ حقيقتسنجى در امان نيستيد كه گويد: ربيعه آبروى خويش بر باد داد و از پيكار روى تافت[٦] و عرب از كرده او آسيب ديد[٧]. مبادا امروز مسلمانان شومتان دارند. راستى را كه بايد گام (همّت) فرا نهيد و پيش رويد و به جانبازى پايدارى كنيد، چه پيشروى عادت شما، و پايدارى خوى شماست. پس بدين نيّت راستين شكيبايى و پايدارى كنيد كه پاداش بريد زيرا پاداش آن كس كه بدانچه نزد خداست بينديشد شرف دنيا و بزرگوارى آخرت است و خداوند پاداش كسى را كه كردار نيك كند تباه نسازد.»
[١]( متن: محجّف سپرى كه از چند لايه چرم شتر سازند.- م.)
[٢] متن« و كان بصفّين اربعة آلاف محجّف من عنزة» و در شنهج[ و كان فى حجلة ربيعة من عنزة وحدها اربعة آلاف مجفّف و در زمره قبيله ربيعه، تنها از بنى عنزه چهار هزار« خفتان پوش» بودند.]
[٣] افزودگى از طبرى است.
[٤] متن از روى طبرى« منذ نشركم فى- الارض» و در اصل[ هذا فرشكم الارض].
[٥] متن« و تحولوا عن مصافّكم» و در طبرى[ و نزلوا عن مصافكم].
[٦] متن به تصحيح قياسى« خامت عن القتال» و در اصل به تحريف[ حامت ...] و در شنهج[ خامرا ...] و در طبرى[ حاصت].
[٧] متن از روى طبرى و شنهج« و اتيت من قبلها» و در اصل[ و أوتيت].