پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٨٦ - برانگيختن كسان از سوى هاشم بن عتبه
اين موضع و آنچه در سر داشتهاى از تو باز پرسد»[١]. گفت: من با شما از آن رو پيكار مىكنم كه چنان كه به من گفتهاند مولاى شما نماز نمىگزارد و شما نيز نماز نمىگزاريد، و بدان سبب با شما چنين مىجنگم كه يار شما خليفه ما را كشته و شما در كشتن او به وى كمك كردهايد. هاشم گفت: «تو را با پسر عفّان چه كار؟ او را ياران محمد و مردم آگاه به قرآن، از پس آن كه بدعتها نهاده و با فرمان قرآن مخالفت ورزيده بود، كشتند و ياران محمد، همان اهل دينند كه در انديشيدن به كار مسلمانان شايستهترند، و نپندارم كه (با وجود چنان شايستگانى) كار اين امّت و امر اين دين، هرگز حتى لحظهاى، به تو مانده باشد. جوان گفت: آرى، آرى، به خدا من دروغ نمىگويم، چه دروغ (آدمى را) زيان رساند و سودى ندهد، و زشتى آرد و زيبايى نبخشد. هاشم به وى گفت: «اين امرى است كه تو را از آن آگاهى درست نباشد پس آن را به دانايان و آگاهانش واگذار.» گفت: به خدا (از لحن صادقانهات) يقين كردم كه تو از سر خير انديشى اندرزم مىدهى. هاشم به او گفت: اما اين كه گفتى يار ما نماز نمىخواند، به راستى او نخستين كسى است كه با پيامبر خدا نماز كرد و وى او را به دين خدا آگاه و خبير ساخت و از همگان بدو نزديكتر و سزاوارتر است. و اما اين كسان را كه همراه او بينى همه از خوانندگان قرآن و آگاهان به آنند، شبها به سبب عبادت خواب بر چشمشان نگذرد.
پس مبادا آن تيرهبختان فريب خورده تو را در دينت بفريبند و به گمراهى كشانند.» جوان گفت: اى بنده خدا تو را به يقين صالحى نيك فرما مىبينم، [و خود را خطا كارى گنهكار]، به من بگو آيا راه توبه را بر من گشاده مىبينى؟ گفت:
«آرى، به درگاه خدا توبه كن كه توبهات را بپذيرد، زيرا وى توبه بندگان خويش را قبول مىكند و از بديها در مىگذرد و توبهكاران را دوست دارد و پاكيزگى طلبان را مىپسندد».
[١] متن« فسائلك عن هذا الموقف» و در شنهج[ ... و عن هذا المقال و از اين گفتار].