پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٣٨ - فرستادگان على و معاويه
راوى گويد:
اين شعر مربوط به هنگامى است كه على ابو موسى[١] را به داورى فرستاد.
[فرستادگان على و معاويه]
نصر: عمر بن سعد، از مجالد[٢] از شعبى، از زياد بن نصر كه گفت:
على چهار صد تن را بفرستاد و شريح بن هانى حارثى را به نگهبانى آنها گماشت و عبد اللّه بن عباس را براى نمازگزارى بر آنان و تصدّى كارهايشان گسيل فرمود كه ابو موسى اشعرى نيز با ايشان بود. معاويه نيز عمرو بن عاص را همراه چهار صد تن گسيل داشت.
راوى گويد:
هر گاه على چيزى (به ابن عباس) مىنوشت، كوفيان نزد وى مىآمدند و مىگفتند: امير مؤمنان به تو چه نوشته است؟ و وى ناگزير مطالب سرّى را كتمان مىكرد و ايشان به وى گفتند: آيا آنچه را به تو نوشته است از ما پوشيده مىدارى؟ (ما مىدانيم كه) او چنين و چنان نوشته است. لختى بعد، پيك معاويه نزد عمرو بن عاص مىآمد و كس آگاه نمىشد به چه منظور آمده و با چه پيامى بازگشته است، و هرگز بگو مگويى پيرامون رئيس خود به راه نمىانداختند و جنجالى نمىشنيدند. ابن عباس اين رفتار كوفيان را به نكوهش گرفت و گفت: چون فرستادهاى آيد، گوييد: چه پيامى آورده است؟ و اگر (جزئيّات پيام و دستور) از شما پنهان داشته شود گوييد: چرا راز را از ما پوشيده مىدارى؟ (ما مىدانيم) كه پيامى چنين و چنان آورده است، و همچنان مىايستيد و نزديك مىشويد تا به تمامى مطلب دست مىيابيد (و آن را افشا مىكنيد)، شما را رازدارى نشايد.
[١] متن« قال: لما بعث علىّ ابا موسى ...» و در اصل[ و لما ...]. اين عبارت چنان كه پيداست دنباله و توضيحى بر همان شعر پيشين است.
[٢] مجالد بن سعيد عمير همدانى كوفى، در گذشته به سال ١٤٤. در اصل به تحريف[ عمر بن سعد بن مجالد].