پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٣ - گفتگوى او با جارية بن قدامة
بردبارى پاكدامن، و مددكار درماندگان، و از مكر و گناه بدور است.
هيئتهايى كه نزد على آمدند
پس از ورود على بن ابى طالب عليه السلام به كوفه، احنف بن قيس، و جارية بن قدامه، و حارثة بن بدر، و زيد بن جبلة، و اعين بن ضبيعة، و مردان بنى تميم و سادات به حضورش آمدند و تا آن روز بر هيچ عشيرهاى در كوفه وارد نشده بودند. آنگاه احنف بن قيس، و جارية بن قدامه، و حارثة بن بدر برخاستند و از آن ميان احنف به سخنگويى پرداخت و گفت: «اى امير مؤمنان، اگر چه (قبيله) بنى سعد روز جمل تو را يارى نداد، اما بر ضد تو نيز كمكى نكرد. ديروز از كسى كه تو را يارى داد در عجب بودند و امروز از كسى كه تو را وانهد در شگفتند، چه آنان در مورد طلحه و زبير ترديدى به دل داشتند ولى در كار معاويه كمترين شكى ندارند.
عشيره ما در بصره هستند، و اگر پيامى به ايشان فرستيم بيدرنگ بيايند و ما به مدد ايشان با دشمن بجنگيم و هم داد خود بستانيم و هم داد مردى و مردانگى بدهيم و آنان فرصتى را كه ديروز از كف دادند امروز دريابند و جبران كنند.»
گفتگوى او با جارية بن قدامة
على به جارية بن قدامه- كه پس از احنف شخص اول تميميان بود- گفت: «اى جاريه، تو چه گويى؟» گفت: «مىگويم اين جمع را رشته تقواى الاهى و عنايت خداوند گرد تو فراهم آورده. كسى را كه به پايمردى در خدمتت ايستاده به ناروا وامدار و كسى را كه به زاويهاى نشسته انگشتنما مكن. به خدا سوگند اگر عاملى كه سبب حضور اين جمع نزد تو شده عاملى الاهى و بسته به مشيت او نبود، تدبير امر اينان تو را نگران و اندوهگين مىكرد. نه چنان است كه هر كس نزد تو آمده سوديت رساند[١] و چه بسا آن كس كه حضورت نيامده از آن كس كه به
[١] در اصل دنباله« و ليس كلّ من كان معك» نيامده و تكمله از الامامة و السياسة، ابن قتيبه، ١: ٧٥ است كه در آن نيز كلمه« ليس نه چنان است» افتاده است.