پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٢٧ - نامه عقبه به سليمان بن صرد
|
أ يشتمني عمرو و مروان ضلّة |
بحكم ابن هند[١] و الشقىّ سعيد ... |
|
آيا عمرو و مروان گمراه به فرمان پسر هند مرا دشنام مىگويند، و تبهكار تيرهبخت نيكبخت شده است؟
پيرامون پسر هند گرد آمدهاند چنان كه گويى نقش بوزينگان را كه در حديث آمده مصداقى تمامند[٢].
از فرط كينه دستهاى خود را به دندان مىگزند و اين سخت اندوهى است كه هرگز از دلشان بيرون نرود.
كس جز پسر هند مرا دشنام نمىگويد و من در انتظار آن لحظهام كه بر مرگ او شيون بر آيد.
روزهاى پيكار صفّين هنوز بدانجا نكشيده كه كار خود او را زار كند و آن دشنامگويان شاهد سرنگونى وى باشند.
اما در آوردگاهى كه پارهاى از پيكر عمرو كنده شد (و آسيب ديد) آيا مروان از ضرب نيزه جان بدر مىبرد؟
[نامه عقبه به سليمان بن صرد]
نصر، از عمر، از اشعث بن سويد، از كردوس كه گفت:
عقبه- يعنى ابن مسعود، كارگزار على بر كوفه- به سليمان بن صرد [خزاعى] كه همراه على در صفّين بود، نامهاى بدين شرح نوشت: «اما بعد، همانا ايشان (يعنى دشمنان).
«إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً
[١] مراد از هند، مادر معاويه معروف به آكلة الاكباد، هند جگرخواره است.- م.
[٢] اشاره به رؤياى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ- الاسراء، ٦». در مجمع البيان آمده: در حديث است كه پيامبر فرمود در آن خواب چنان ديد كه بوزينگان از منبرش بالا مىروند و پايين مىآيند و آن حضرت دستخوش اندوه شد و از امام صادق عليه السلام مروى است كه فرمودهاند: مراد از:« درختى كه به لعن در قرآن ياد شده»، و مراد از بوزينگان در اين حديث، همان دودمان بنى اميهاند تفسير الميزان ج ٢٥، ص ٢٥٥.- م.