پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٥٦ - پيكار بنى نهد بن زيد
افزود: به خدا سوگند، يا من او را مىكشم و يا او مرا به قائد بن بكير ملحق مىكند[١]. پس به هماوردى او رفت و خود سپرى از چند لايه چرم شتر داشت، پس چون عياش بن شريك به او نزديك شد ديد كه وى خفتانى آهنين، تمام پوشيده و هيچ اندام پوشاندنيش[٢]، جز حلقهاى نعلگونه ميان خفتان و سپيدى گردنش، برهنه نيست. كلاعى ضربتى زد و سپر چرمين او را شكافت كه جز به اندازه يك وجب از آن سالم نماند، عيّاش نيز بر همان نقطه[٣] ضربتى زد و نخاعش را قطع كرد، و پسر آن كلاعى به خونخواهى پدر به ميدان آمد كه بكير بن وائل او را بكشت.
[پيكار بنى نهد بن زيد]
نصر: عمر گفت: ابو صلت تيمى مرا حديث كرد كه:
زياد بن خصفه به هماوردى او (يعنى پسر كلاعى) آمد و او را بكشت.
نصر: عمر، از صلت بن زهير نهدى:
پرچم قوم بنى نهد بن زيد نخست به دست مسروق بن هيثم بن سلمه بود كه كشته شد و سپس صخر بن سمىّ پرچم را گرفت كه كالبد نيمه جانش را به لشكرگاه باز كشاندند[٤] و بمرد، سپس على بن عمير پرچم را گرفت و چندان نبرد كرد كه كالبد نيمهجان او را هم كشاندند و بمرد، آنگاه عبد اللّه بن كعب پرچم را به دست گرفت و او نيز كشته شد، سپس سلمة بن خذيم[٥] بن جرثومه روى بديشان كرد و كسان را
[١] متن از روى شنهج( ١: ٤٨٩)« لاقتلنّه أو ليلقّنى بقائد ...» و در اصل[ ليقتلنى او ليلحقن ...].
[٢] متن« لا يرى منه عورة ...» و در شنهج[ لا يبين من نحره از گلوگاهش چيزى پيدا نبود].
[٣] متن« يضربه عياش على ذلك الموضع»( مصحح متن در پا برگ آورده:« يعنى همانجايى كه در آن بودند».- م.) و در اصل[ و ضربه عياش على ذلك المكان] آمده( ضبط متن ظاهرا ناظر بر همان جاى برهنه از گردن حريف است كه نقطه ضعف او، و فاقد پوشش آهنين بوده است.- م.)
[٤] متن« فارتثّ» يعنى در جنگ زخم خورد و به خاك افتاد و در حالى كه اندك رمقى داشت وى را به گوشهاى كشاندند و پس از لختى بمرد.
[٥] متن از روى شنهج و در اصل به تحريف[ خديم].