پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٦٦ - قصيده راسبى
... فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ.
با آن گروه كه تجاوز كرده است بجنگيد چندان كه به فرمان خدا باز آيد (و دست از تجاوز بردارد[١].) پس ايشان را باز گرداند و چيزى به آنان نداد.
دعاى على و معاويه
چون على نماز صبح و مغرب را مىگزارد و نمازش تمام مىشد مىگفت[٢]: «بار الها، معاويه و عمرو و ابو موسى[٣] و حبيب بن مسلمه و ضحّاك بن قيس و وليد بن عقبه و عبد الرحمن بن خالد بن وليد را لعنت كن.» اين خبر به معاويه رسيد و او نيز چون دست به دعا بر مىداشت[٤]، على و ابن عباس و قيس بن سعد و حسن و حسين را لعنت مىكرد.
قصيده راسبى
و راسبى كه از مردم حرورا بود سرود:
|
ندمنا على ما كان منّا و من يرد |
سوى الحقّ لا يدرك هواه و يندم ... |
|
بر آنچه كرديم پشيمان شديم، و هر كس چيزى جز حق خواهد به آرمانش نرسد و پشيمان گردد.
به كارى بيرون شديم و ميان ما و على جز نيزههاى استوار، و ضربات شمشير كه سرها را از شانهها برگيرد و جنگى بىامان، با تيغهاى آبدار قرارى نبود.
على حجّتى آورد كه پس از آن هيچ مرد بردبار و خوددارى را حجّت و گفتارى نماند.
[١] الحجرات، بخشى از آيه نهم كه با اسقاط( فاى« فقاتلوا») از آغاز آن بدان استشهاد شده و اين جائز است.- حواشى الحيوان( ٤: ٥٧).
[٢] متن« اذا صلّى ... و فرغ من الصّلاة يقول ...» و در طبرى( ٦: ٤٠)[ و كان اذا صلى الغداة يقنت ...- چون نماز صبح مىخواند به قنوت دست به دعا بر مىداشت].
[٣] در متن و شنهج( ١: ٢٠٠)« و ابا موسى» ولى در طبرى به جاى آن[ و ابا الاعور السلمى] آمده است.
[٤] در متن و طبرى« فكان اذا قنت- چون به قنوت دست به دعا بر مىداشت» ولى در شنهج[ فكان اذا صلّى- چون نماز مىكرد].