پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٥١ - تبادل آراء ابو موسى و عمرو
عبد اللّه بن عمر بسپاريم. و عمرو گفت: براى اين مهمّ جز مردى كه دندانى برنده و خورنده و خوراننده داشته (و داراى قاطعيّت و گشادهدستى) باشد[١]، شايستگى ندارد، و عبد اللّه به راستى چنين نيست. ابو موسى را (در دل نسبت به عبد اللّه بن عمر مهر و) تسامحى بود[٢]. پس ابن زبير به ابن عمر گفت: نزد عمرو بن عاص برو و به او رشوتى بده. عبد اللّه بن عمر گفت: نه، به خدا سوگند كه تا زندهام براى رسيدن به حكومت رشوت ندهم. ولى به وى گفت: واى بر تو، اى پسر عاص عرب پس از آنكه به جان يك ديگر شمشير كشيدند و با نيزه به هم تاختند، كار خود را به تو سپردند و به تو اعتماد كردند، آنان را دگر بار به فتنه مكشان و از خدا بپرهيز.
نصر: عمر گفت: از ابى زهير عبسى، به نقل از نضر بن صالح شنيدم كه گفت:
من در جنگ سيستان همراه شريح بن هانى بودم و وى برايم روايت كرد كه على سفارشى چند به وسيله او به عمرو بن عاص كرده و به وى فرموده است:
چون عمرو را ديدى به او بگو: على به تو مىگويد: به راستى، برترين آفريدگان نزد خدا كسى است كه كردار به حق را خوشتر دارد، هر چند براى او كاستى آرد.
و دورترين بندگان از خدا كسى است كه كردار باطل را خوشتر شمارد، هر چند به باطل فزونى يابد. اى عمرو، به خدا سوگند تو به خوبى مىدانى كه جايگاه حق كجاست، پس چرا خود را به نادانى مىزنى؟ آيا به طمع[٣] اندك مايهاى كه به تو رسد، دشمن خدا و خصم دوستان خدا شدهاى؟، به خدا سوگند كه هر بهرهاى به تو رسد بزودى از دستت بيرون مىرود، پس ياور خائنان و پشتيبان ستمگران مباش.
من به يقين مىدانم آن روز كه تو بدان پشيمان شوى همان روز مرگت خواهد بود
[١] متن از روى شنهج( ١: ١٩٨) و طبرى( ٦: ٣٩)« الّا رجل له ضرس يأكل و يطعم» و در اصل[ الاكل رجل ضرس].
[٢] متن« كان فى ابى موسى غفلة» و در طبرى فقط[ ... و فى ابن عمر غفلة].
[٣] متن و اصل و شنهج« أوتيت طمعا» ولى( به گمان مصحّح متن) شايد[ ... طعما- طعمهاى كه در دام نهند] باشد.( و به اين تعبير يعنى: آيا به هواى دانهاى كه برايت در دام نهادند دشمن خدا و دوستان خدا شدهاى؟.- م.)