پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٤٣ - شعر معاوية بن ضحاك كه شاميان را نگران كرد
بخشودم، اگر كسى [از آنان] را اسير كردى مكش، زيرا اسير قبلهپرستان نه فديه مىدهد و نه كشته مىشود.» اشتر گفت: فرمان تراست كه ما (احكام و فقه را) از تو فرا گيريم و نظرى جز آن نداريم، و با او به قرارگاه خود بازگشت.
نگرانى معاويه و يارانش از آهنگ پيكار صبحگاهى على
آوردهاند كه على اعلام داشت: فردا پگاه بر معاويه خواهد تاخت و كار او را يكسره خواهد كرد، اين خبر به معاويه رسيد و شاميان نگران شدند و روحيه خود را باختند. معاوية بن ضحّاك بن سفيان، پرچمدار بنى سليم كه در سپاه معاويه بود ولى [شاميان را دشمن مىداشت و به عراقيان و على ابن ابى طالب عليه السلام در نهان مهر مىورزيد] و گزارشهايى[١] به وسيله عبد اللّه ابن طفيل عامرى براى على عليه السلام[٢] مىفرستاد، به عبد اللّه بن طفيل پيام داد و گفت: «من شعرى بسرايم كه بدان وسيله شاميان را نگران و معاويه را پريشان خاطر دارم[٣].» معاويه نمىتوانست او را به هيچ رو متّهم كند كه مردى دلير و با فضل و سخنور بود، وى شبانه چنان كه يارانش بشنوند چنين خواند:
شعر معاوية بن ضحّاك كه شاميان را نگران كرد
|
ألا ليت هذا اللّيل أطبق سرمدا |
علينا و أنّا لا نرى بعده غدا ... |
|
هلا كاش اين شب تا ابد بر ما بپايد و ما فردايى به دنبال آن نبينيم.
و اى كاش اگر امشب را فردايى در رسد ما را به مدار ستارگان دور دست راه گريزى باشد، كه از بيم على بگريزيم چه او به روزگار، مادام كه لبيكگويان كعبه لبيك گويند، وعده خلافى نكند.
مرا پس از حمله موعود او، در هيچ سرزمينى قرار و آرامى نباشد هر چند از شهر جابلقا هم فراتر گريزم.
[١] متن« كان يكتب بالاخبار» و در شنهج( ٣: ٤٢٣)[ باخبار معاوية].
[٢] متن« و يبعث بها الى على عليه السلام» و در شنهج[ فيخبر بها عليا عليه السلام].
[٣] متن از روى شنهج« و ارغم به معاوية» و در اصل[ و اذعر به معاوية].