پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥١٠ - شعر نجاشى در ستايش على
مرادم على و پسر عمّ امين است كه او را در ميانه شما نمىبينم و اين (روى نهفتن او از پيكار با من) بس اندوهبار است.
على خنديد و گفت: به خدا سوگند كه اين دشمن حقير خدا در مورد جاى من در جبهه تجاهل مىكند، در حالى كه از جايگاه من نيك آگاه است، و اين مصداق آن مثل عربى است كه گويد: «اى زن با آنكه دو ديده بينا دارى بر جامه ناشكافته[١] وصله مىزنى!». شما را به خدا، به جان پدرتان، جاى مرا به او نشان دهيد كه ديگر ملامت و عتابى (از او) بر شما نرود!.
شعر نجاشى در ستايش على
و نجاشى در ستايش على گفت:
|
انّى اخال عليا غير مرتدع[٢] |
حتّى يودّى كتاب اللّه و الذّمم ... |
|
من على را در مد نظر آرم كه (با گامهاى استوار و) بىلغزش و لرزش مىكوشد حقّ كتاب خدا و حقوق مردم گزارده آيد.
تا بدانجا[٣] كه از خشم همچون شتر فحل مست چنان دندان به هم مىسايد[٤] كه صداى دندان ساييدنش را مىشنوى، تا پسر حرب را چنان درختچه سلم[٥] آفت زدهاى از اريكه فرمانروايى بر اندازد.
و يا او را چون شاهين بال گشودهاى بينى كه عقابها و لاشخورها از پيرامونش مىگريزند.
[١] متن از روى شنهج( ٢: ٢٨٢)« غير الوهى» و در اصل[ عين الوهى]( مراد اينكه همان گونه كه وصله زدن بر جامه ناشكافته امرى زائد است جستجوى تو از من، كه جايم در جبهه معلوم است، تحصيل حاصل و زائد باشد.- م.)
[٢] در اصل[ ... غير منته] است ولى در حاشيه نوشته شده« ن: مرتدع» يعنى در نسخهاى ديگر چنين آمده. روايت شنهج نيز همينگونه است،( و از اين رو به صورت اخير ترجمه شد.- م.)
[٣] متن« حتى ترى النقع» و در شنهج[ اما ترى ...].
[٤] متن از روى شنهج« المصعب القطم» و در اصل[ المغضب القطم].
[٥] متن به تصحيح قياسى« كما تنكّب قيس الحبلة الحلم» و در اصل به جاى« الحبلة خار بن يا درختچه سلم كه ميوهاى چون عدس دارد»،[ الجلّة] و در شنهج[ الخلّة] آمده كه هيچيك از اين دو لفظ وجه درستى ندارند.