پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٣ - بيعت شاميان با معاويه براى خونخواهى عثمان
نماينده عثمان بن عفان[١] بر شمايم و مىدانيد كه هرگز هيچيك از شما را به كار زشتى وا نداشتهام، و (مىدانيد كه) من ولىّ (خون) عثمانم كه بىگناه كشته شده است. و خداوند مىگويد:
وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً- و كسى كه خون مظلومى را بريزد، ما به ولى مقتول حكومت و تسلط بر قاتل داديم، پس در مقام انتقام، آن ولى در قتل و خونريزى زياده نرود كه او از جانب ما مؤيّد و منصور خواهد بود.»[٢]
بيعت شاميان با معاويه براى خونخواهى عثمان
آنگاه مردم شام بهپا خاستند و به خونخواهى عثمان پاسخش گفتند و بر اين قرار با او بيعت كردند و به وى اطمينان دادند كه درين راه از جان و مال خويش مىگذرند تا انتقام خون او را بگيرند[٣] يا خداوند جانشان را بستاند[٤]. معاويه شب را در انديشه و نگرانى از وضعى كه برايش پيش آمده بود گذارند.
نصر گفت: محمد بن عبيد اللّه از جرجانى مرا باز گفت:
چون شب، بر معاويه، كه با اندوهى گران در كنار خانوادهاش مىگذراند، تارى شد چنين سرود:
قصيده معاويه
|
تطاول ليلى و اعترتنى وساوسى |
لآت أتى بالتّرّهات البسابس ... |
|
شب بر من به درازا كشيد و گستاخ در ايستاد و وسوسهها مرا فرا گرفت، و آنك از گرد راه رسيدهاى آمد و سخنانى پوچ و باطل بهم بافت.
[١] در شنهج[ و امير المؤمنين عثمان بن عفان ...].
[٢] الإسراء، ٣٣
[٣] متن از روى شنهج« الى الطّلب بدم عثمان» و در اصل[ الى دم عثمان].
[٤] متن به تصحيح قياسى« أو يفنى اللّه ...» و در اصل به تحريف[ يغنى ...] و در شنهج[ او تلحق ارواحهم باللّه- يا روانهاشان به خدا پيوندد].