پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٩٤ - حديثهايى كه درباره معاويه رسيده است
نصر: عمرو بن ثابت، از اسماعيل، از حسن، گفت:
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و سلّم گفت: «چون معاويه را ديديد كه بر منبر من خطبه مىراند او را بكشيد».
(راوى) گويد: كسى به من گفت كه ابو سعيد خدرى گفت:
ما چنان نكرديم و رستگار نشديم.
نصر: از يحيى بن يعلى، از اعمش، از خيثمه كه گفت: عبد اللّه بن عمر[١] گفت:
همانا معاويه در تابوتى در جايگاه زيرين دوزخ باشد، و اگر فرعون نگفته بود:
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى من پروردگار والاى شمايم[٢]».
مرتبه هيچكس در دوزخ فرودتر از جايگاه معاويه نمىبود.
نصر: از يحيى بن سلمة بن كهيل، از پدرش، از سالم بن ابى جعد[٣]، از ابى حرب بن ابى الاسود[٤]، از مردى شامى، از پدرش كه گفت:
همانا من از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و سلّم شنيدم مىگفت: «بدترين مردم پنج كسند: ابليس، و آن پسر آدم كه برادرش را بكشت، و فرعون ذو الأوتاد، و مردى از بنى اسرائيل كه آنان را از دينشان بگرداند، و مردى از اين امّت كه در «باب لدّ[٥]» بر كفرش (از مردم) بيعت مىگيرد.»
[١] در اصل به تحريف[ عبد اللّه بن عمرو].
[٢] النازعات، ٧٩( فرعون به سبب اين گزافهگويى در اسفل السافلين دوزخ جاى دارد.- م.)
[٣] سالم بن ابى جعد، رافع غطفانى اشجعى، غلام آزاد شده بنى غطفان. اشجع در سال نود و هفت يا نود و هشت، و گويند سال صدم هجرت درگذشت- تهذيب التهذيب.
[٤] ابو حرب بن ابى الأسود الدّيلى بصرى، راوى موثق، گويند نامش محجن يا عطاء بود.
در سال صد و هشت در گذشت.- تهذيب التهذيب.
[٥] باب لدّ، روستايى نزديك بيت المقدس در سرزمين فلسطين.