پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٩٦ - حديثهايى كه درباره معاويه رسيده است
نصر، عمر: يحيى بن يعلى بن عبد الجبّار بن عباس، از عمّار دهنى[١]، از ابى المثنّى، از عبد اللّه بن عمر كه گفت:
ميان تابوت[٢] معاويه و تابوت فرعون جز يك درجه تفاوت نيست. و (فرعون فقط) بدان سبب پايينتر قرار گرفته است كه گفت:
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى من پروردگار والاى شمايم[٣]».
(و بدان دعوى بالايى چنين پايينى سزايش آمد.- م.) نصر، از ابى عبد الرحمن كه گفت: علاء بن يزيد قرشى، از جعفر بن محمد (ع) مرا روايت كرد كه گفت:
زيد بن ارقم نزد معاويه آمد و ديد عمرو بن عاص در كنار او بر فراز تخت نشسته است. چون چنين ديد بيدرنگ بيامد و خود را در ميان آن دو جاى داد، عمرو بن عاص به او گفت: آيا جايى ديگر براى خود نيافتى كه ميان من و امير مؤمنان درآمدى و ما را از يك ديگر جدا كردى؟ زيد گفت: پيامبر خدا جنگى مىكرد و شما هر دو با او بوديد، شما را با يك ديگر بديد و به سختى بر شما نگريست. سپس روز بعد و روزى ديگر همچنان شما را با هم بديد و هر بار به تندى در شما نظر مىكرد، به روز سوم گفت: «هر گاه معاويه و عمرو بن عاص را ديديد كه با يك ديگر جايى گرد آمدهاند ميانشان جدايى افكنيد، چه اين دو هرگز براى كارى خير با يك ديگر گرد نيايند[٤].» نصر، از محمد بن فضيل[٥]، از يزيد بن ابى زياد، از سليمان بن عمرو بن احوص ازدىّ كه گفت: ابو هلال مرا خبر داد كه شنيد ابو برزه اسلمى مىگويد كه:
ايشان نزد پيامبر خدا صلى اللّه عليه و سلم بودند و صداى آوازى شنيدند و
[١] ابو معاويه، عمّار بن معاوية الدّهنى بجلى كوفى: راوى صدوقى است شيعى و از طبقه پنجم است.- تقريب التهذيب.
[٢] مراد كالبد است.- م.
[٣] النازعات، ٧٩
[٤] در نسخه چاپ بيروت از اينجا به بعد( پنج روايت ديگر) تا كلمه« او را بكشيد» كه قريب به دو صفحه است نيامده.
[٥] محمد بن فضيل بن غزوان ضبى، غلام آزادشده بنى ضبى، ابو عبد الرحمن كوفى، راوى- صدوق شيعى مذهب. در سال صد و نود و پنج درگذشت- تهذيب التهذيب.