پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٨٠ - بستن پرچمها و گماشتن فرماندهان
ديدگان را (از حرام) فرو پوشيد (و بانگ نكنيد) و صداها را فرود آريد و از سخن گفتن بكاهيد، و خويشتن را به زد و خورد و تكاپو و هماوردى و درگيرى تن به تن و زدن و كوفته شدن به آهن[١] عادت دهيد و گام استوار داريد.
وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ و خدا را بسيار ياد كنيد باشد كه رستگار شويد.[٢]» وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ و راه اختلاف مپوييد كه در اثر تفرقه شكست بخوريد و (هيبت و آبرو) و قدرت شما از بين برود، بلكه همه يك دل، پايدار و صبور باشيد كه خدا با صابران است[٣]».
بار الها صبر و تحمّل را به دلشان الهام فرما و پيروزى را نصيبشان گردان و اجرشان را بزرگ دار.
[بستن پرچمها و گماشتن فرماندهان]
نصر، از عمرو بن شمر، از جابر، از محمد بن على و زيد بن حسن، و محمد بن مطلب[٤] على عليه السلام و معاويه پرچمها را بستند (و فوجها را معين كردند) و فرماندهان را گماشتند و سپاه را آرايش جنگى دادند.
على، عمّار بن ياسر را به فرماندهى (كل) سواران گماشت، و عبد اللّه بن بديل بن ورقاء خزاعى را به فرماندهى (كل) پيادگان، و هاشم بن عتبة بن ابى وقاص زهرى را به پرچمدارى (كل) سپاه، و اشعث بن قيس را به سپهسالارى جناح راست سواره نظام سپاه،
[١] متن از روى طبرى( ٦: ٦)« مكادمة» باب مفاعلة از كدم، به معنى گزش و تأثير ضربت آهن، و در اصل[ مكارمة] كه وجهى ندارد.
[٢] الانفال، ٤٥
[٣] الانفال، ٤٦
[٤] در لسان الميزان( ٥: ٣٨٣) از وى ياد شده و گويد:« روى عن ابان بن بشير، و عنه وهب بن كعب. مجهول» در شنهج[ محمد بن عبد المطّلب] آمده كه تحريف است.