پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٦٦ - هماوردى سويد بن قيس و ابى العمرطة
خوردهام) در اين دم نميرم[١].
در هنگامه نبرد ضربتى شكافنده زنم[٢] كه چون مرگ جانشكار و مرگبار، و سرانجام كشنده اوست.
سپس به ادهم كه چهرهاش را به خاطر داشت حمله برد و ادهم در برابر او استوار ايستاد و روى نگرداند، شمر وى را به نيزه بزد كه از اسب خود به زير افتاد و يارانش در ميانه حايل شدند و او را بردند. [شمر] گفت: اين در برابر آن.
هماوردى سويد بن قيس و ابى العمرّطة
سويد [بن قيس] بن يزيد ارحبى، از لشكر معاويه به هماوردخواهى بيرون آمد و از لشكر عراق ابو العمرّطة، قيس [بن عمرو بن عمير] بن يزيد كه پسر عموى او بود به مقابلهاش آمد و هيچيك ديگرى را نمىشناخت، چون به نزديك هم رسيدند يك ديگر را شناختند و درنگ كردند و از يك ديگر احوال پرسيدند، و هر يك رفيقش را به راهى كه خود در پيش گرفته بود[٣] بخواند. ابو العمرّطه گفت: همانا، سوگند به خدايى كه جز او خداوندى نيست (آرزوى من اين است) كه كاش بتوانم شمشير خود را بر آن سراپرده سپيد- يعنى خرگاهى كه معاويه در آن بود- فرود آرم.
سپس هر يك به جانب ياران خويش بازگشتند. و همّام در اين باره گفت:
|
ألوم بن لوم ما غدابك حاسرا |
الى بطل ذى جرأة و شكيم[٤] ... |
|
اى دون فرومايه زاد، چه حسرتى بر دلت در آمد كه به سوى دلاورى بيباك و پايدار شتافتى؟
كسى كه به گاه پيكار، ضربت زرهپوشان را به كوفتن شمشير خود بر فرق آنان، بديشان بر مىگرداند و فرومايگى نمىشناسد.
[١] متن« ان لم امت» و در طبرى( ٦: ١٦)[ ان لم اصب اگر مورد اصابت قرار نگيرم].
[٢] متن« و ضربة تحت الوغى فاصله» و در طبرى[ أو ضربة تحت القنا و الوغى يا ضربتى، زير باران نيزه و هنگامه نبرد].
[٣] متن« الى ما هو عليه» و در شنهج[ الى دينه به آيين خود].
[٤] اين ابيات در شنهج نيامده و در اصل[ ذى جرّة] است كه در متن به قياس تصحيح شد.