پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٦٧ - قصيده نابغه جعدى
چون به ما فرمود: «پيرى فرتوت (و كودن) از اشعريان را نزد من آورديد» ما را با حقيقتى تلخ آشنا كرد.
و مگر ما نگفتيم: ما به ابن قيس[١] رضا داريم و به ديگرى جز چنو پيرى خيرخواه و پاكدامن رضا نيستيم؟.
او گفت: ابن عباس به جاى آن پير باشد، ولى به وى گفتند: نه، نه، و او را تهديد كردند.
گناه او در اين ميان چيست؟ چون شما خود از سر هوى و به اصرار و پافشارى از على چنين خواستيد.
اينك عبد اللّه[٢] به خانه كعبه پناه جسته و قصد زيارت منى بين حطيم و زمزم نموده است[٣].
قصيده نابغه جعدى
و نابغه بنى جعده گفت:
(نصر) افزايد: [اين قصيده] كه نزد ماست بيش از يكصد بيت است و من به اندازه نياز پارهاى از آن را باز نوشتم:
|
سألتنى جارتى عن أمّتى |
و اذا ما عىّ ذو اللّبّ سأل ... |
|
همدم من مرا از حال امّتم پرسيد، و پروايى در پرسيدن از خردمند نباشد.
از من درباره مردمى پرسيد كه هلاك شدند و زمانه پس از آنان به عيش و نوش ادامه داد.
مردمى كه به كشوردارى دست يافتند ولى چون زيانمندانه بدان رسيدند كارشان به چنان مرگى انجاميد.
روزگار گردونه سهمناك سنگين خود را بر آنان براند و ايشان را نابود كرد، چنان كه جز تلّى خاك از آنان نمانده است.
ديگران را بينم كه از پس آنان چون مادرانى فرزند مرده[٤] و دلشده دستخوش اندوه و سوگواريند.
[١] ( ١، ٢) ابو موسى اشعرى، عبد اللّه بن قيس.- م.
[٢] ( ١، ٢) ابو موسى اشعرى، عبد اللّه بن قيس.- م.
[٣] عبارات واقع بعد از اين كلمه تا جائى كه در پا برگ صفحه ٧٧١ بدان اشاره شده در نسخه ابن عقبه نيامده است.
[٤] متن« الواله- هر مادر يا هر مادينهاى كه از بچهاش جدا و حيران و سرگردان شود» و در اصل به تحريف[ الوالد- پدر].