پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٩٠ - فرماندهان معاويه
اهل دمشق منصوب كرد و ضحاك بن قيس را بر تمامى پياده نظام فرماندهى داد[١]، و مردان شامى تا پاى جان با او بيعت كردند، فداييان و خويشتن را با دستارهايى چون عقال بهم بستند[٢] و پنج رديف بند بسته بودند[٣] و چون به ميدان در آمدند يازده صف بستند[٤]، و عراقيان نيز يازده صف آراستند. اينان روز چهارشنبه، نخستين روز ماه صفر (سال سى و هفتم) به ميدان آمدند و به پيكار پرداختند. سردارى كوفيانى كه آن روز به ميدان آمدند با اشتر، و فرماندهى شاميان با حبيب بن مسلمه بود و سراسر روز را سخت جنگيدند، سپس دست از جنگ كشيدند و در حالى كه هر يك از طرفين داد رزم آورى داده بودند به اردوگاه خود باز گشتند. سپس (روز دوم) هاشم بن عتبه با سواران و پيادگانى كه به شماره و ساز و برگ بيشتر از روز پيش بودند به ميدان آمد و از شاميان نيز ابو اعور سلمى به مقابله او آمد و آن روز جنگيدند. سوار بر سوار و پياده بر پياده حمله مىبرد، سپس در حالى از يك ديگر جدا شدند كه طرفين به خوبى پايدارى كرده بودند. روز سوم، عمّار بن ياسر به جنگ آمد و عمرو بن عاص نيز از آن سو به مقابله وى شتافت، و مردم جنگى بسيار سخت كردند و عمّار مىگفت: «اى اهل اسلام[٥]، آيا مىخواهيد كسى را كه با خدا و پيامبرش دشمنى مىورزد و مىجنگد و بر مسلمانان ستم رانده و مشركان را تقويت كرده است بنگريد؟ (كسى را كه) چون خداوند اراده كرد از دين خود
[١] متن« على رجالة الناس كلّهم» و در طبرى نيز چنين است اما در شنهج[ على سائر الرجالة بعد بر ديگر پيادگان بعدى].
[٢] متن از روى شنهج و طبرى« فعقّلوا انفسهم بالعمائم» يعنى عمامههاى خود را بسان عقال قرار دادند و در اصل به تحريف[ فعلّقوا].
[٣] متن از روى شنهج و طبرى« معقّلين» و در اصل[ معلّقين].
[٤] متن« كانوا يخرجون فيصطفّون احد عشر صفّا» و در طبرى[ ... و يصفون عشرة صفوف و ده صف بستند].
[٥] در شنهج[ يا اهل الشام] كه شايد براى تشويق شاميان به گسستن از معاويه و بر انگيختن ايشان بر ضد او آنان را چنين مخاطب ساخته است، و در طبرى[ يا اهل العراق] آمده كه به اين ضبط عمّار ياران خود را مخاطب ساخته است.