پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٣١ - رأى قيس بن عباده
و اگر جز دو دستگى و جدايى را نمىخواهند، كه همين گمان بر آنان مىرود[١] (دليل لشكركشى تو بر آنان موجّه باشد). به خدا سوگند، به نظر من آنها بيعت نخواهند كرد و در ميان ايشان كسى است كه به سبب ارتكاب منهيات از او اطاعت مىكنند (تا آنجا) كه اگر (همو) امر (به معروف) كند ديگر سخنش را نشوند[٢].»
[رأى عمّار بن ياسر]
نصر: عمر بن سعد، از حارث بن حصيره، از عبد الرحمن بن عبيد بن ابى الكنود:
عمّار بن ياسر برخاست و خدا را چنان كه سزد ياد كرد و ستايش نمود و گفت: «اى امير مؤمنان، اگر توانى حتى يك روز درنگ نكنى پس [چنان كن]، پيش از شعلهور شدن آتشى كه تبهكاران افروختهاند و قبل از آن كه بر پراكنده- سازى و جدايى افكنى (ميان مسلمان) اتفاق نظر يابند ما را به سويشان گسيل دار و آنان را به رهيابى و نصيب بردن از سعادتشان دعوت كن. اگر پذيرفتند نيكبخت مىشوند و اگر امتناع كردند جز جنگ ما بهرهاى ندارند، و به خدا سوگند كه ريختن خون آنان و كوشش در جهاد با ايشان بىگمان نزديكى به خداست و خود كرامتى از جانب اوست.»
[رأى قيس بن عباده]
و در اين حديث آمده است كه:
آنگاه قيس بن سعد بن عباده برخاست و خدا را سپاس و ستايش كرد و سپس گفت: «اى امير مؤمنان، ما را شتابان بر سر دشمن در آر و (از جنگ) مگريز[٣].
به خدا سوگند كه پيكار با آنان مرا خوشتر از نبرد با تركان و روميان است زيرا
[١] متن« فذلك الظن بهم» و در شنهج[ فذاك ظنى بهم كه من بر ايشان چنين گمان برم].
[٢] مراد معاويه است كه اگر به فرض محال امر به معروف هم كند چون دنياپرستانى مثل عمرو بن عاص به خاطر ارتكاب منهيات گرد او جمع شدهاند، سخنش را نپذيرند.- م.
[٣] متن« و لا تعرّد» و در شنهج[ و لا تعرج لنگى مكن].