پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٨٨ - رضايت قاريان شام و عراق به داورى قرآن
رضايت قاريان شام و عراق به داورى قرآن
مردم گفتند: راضى هستيم و پذيرفتيم. آنگاه على قاريانى از مردم عراق گسيل داشت و معاويه نيز قاريانى از شاميان فرستاد تا در ميانه صفّين گرد آمدند و قرآن همراه داشتند، در آن نگريستند و بررسى كردند و بر آن اتّفاق كردند كه آنچه را قرآن زنده كرده است زنده دارند و آنچه را قرآن ميرانده و نابود كرده است بميرانند و نابود شمارند، آنگاه هر دو گروه به جاى خود باز آمدند و مردم گفتند: ما به حكم قرآن راضى شدهايم. شاميان گفتند: ما راضى شده و عمرو بن عاص را برگزيدهايم. اشعث و قاريانى كه بعد، از خوارج شدند، گفتند: ما راضى شده و ابو موسى اشعرى را برگزيدهايم. على به ايشان گفت: من به داورى ابو موسى راضى نيستم و صلاح نمىدانم كه او را بدين مهمّ بگمارم.
اشعث و زيد بن حصين[١] و مسعر بن فدكى با گروهى از قاريان گفتند: ما جز به او رضايت ندهيم، زيرا وى پيشتر ما را از اين واقعه كه بر سرمان آمد بر حذر داشته بود. على گفت: او از رضايت عمومى بهرهمند نيست، چه از من جدا شد و مردم را از يارى به من بازداشت و سپس خود بگريخت تا آنكه پس از چند ماه به او امان دادم، اما اين ابن عبّاس را براى چنين مهمى شايسته مىدانم. گفتند: به خدا سوگند (براى ما فرقى نكند) و پروايى نداريم كه خود تو باشى يا ابن عبّاس، و جز كسى را نمىخواهيم كه نسبت به تو و معاويه يكسان باشد و به هيچيك از شما در نسب، نزديكتر از آن ديگرى نباشد. على گفت: پس من اشتر را مىگمارم.
نصر گويد: عمرو گفت: ابو جناب برايم حديث كرد و گفت:
اشعث گفت: آيا كسى جز اشتر بود كه زمين را بر ما آتشبار كرد و آيا ما زير
[١] متن از روى شنهج. وى زيد بن حصين طائى است كه ابن حجر در الاصابة، ٢٨٨٧ از وى ياد كرده و خطبهاش پيشتر در ص ١٤٠ آمده است: ايضا- ص ١٤١. در اصل به خطا[ يزيد بن حصن].